اگرچه اين عادات و رسوم در اين اوقات از رونق افتاده ، معهذا كاملا از ميان نرفته است و گاهبگاه در ميان قبايل ديده مىشود .
اطفال بختيارى
عاطفه و مهر پدرى نسبت به فرزند در ميان بختياريها به حد كمال است . در مسافرتهائى كه براى كارهاى لازم و يا زيارت ميكنند مرد هميشه طفل را در آغوش خود ميبرد و مركوب را در اختيار زن ميگذارد كه بر آن سوار مىشود و گاهى هم طفل خود را در بغل ميگيرد اما شوهر پياده و چوب بدست با زن همقدم است و از او و طفلش مواظبت مينمايد .
اطفال بختيارى در صغر سن سيماى زيبا و اندام نيكوئى دارند ، متأسفانه در سن سه يا چهار سالگى چهرهء آنها منقبض ميگردد و شكمشان برآمدگى پيدا مىكند و بدتركيب ميشوند . پدران نسبت بتندرستى اطفال توجه بيشترى دارند و در موقع لزوم او را نزد طبيب مىبرند . اطفالى كه براى معالجه نزد ما آوردند اغلب به ورم امعاء و سوءهاضمه مبتلا بودند و اين مرض بواسطه خوردن برنج زياد به آنها عارض ميگردد ، خوشبختانه اكنون با دستورهاى بهداشتى آشنا شده و مقدار زيادى ماست ببرنج مخلوط مينمايند .
زنان بختيارى و طبابت
يكى از خصايص نيك زنان بختيارى توجه بامور بهداشتى و طبابت است و عدهاى از آنها در اين فن مهارت زيادى دارند و آنها را معمولا حكيم مينامند . شغل طبابت در ميان زنان قبايل تقريبا موروثى است . هرگاه پدر يا مادرى دواى تازهاى پيدا كند طريق استعمال آن را به دختر بزرگتر خود ميآموزد و به پسران ياد نميدهد زيرا كه آنها را براى چنين عملى لايق نميپندارد . زنان در عمل زخمبندى و شستشوى جراحات و بيرون آوردن گلوله تفنك از بدن مهارتى دارند .
حق الزحمهاى كه در صورت بهبودى مريض بحكيم داده مىشود مبلغ قابلملاحظهاى است ، گر جراحتى كه از اسلحه آتشى توليد شده خوب معالجه شود اشخاص فقير