تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1009

مساهمون:

ص١٠٠٩
ميكرد و گاهى بوسيلهء مترجم از ما پرسشهائى مينمود و پاسخى ميشنيد . پس از چند لحظه سر قليان را برداشت و دود آن را خارج كرد و بناظر خود داد اما قبل از دادن بناظر محض مراعات ادب آن را بما تعارف كرد ولى ما با اظهار امتنان از كشيدن آن معذرت خواستيم . مدتى از پاريس و اوضاع آن پرسشهائى كرد و بعد گفت نظر باينكه من مبتلا به بيمارى قند شده‌ام بىميل نيستم كه مسافرتى باروپا كرده و مدتى درويشى كه داراى آب معدنى است اقامت كنم . بارى پس از صحبت زياد بلند شد و با گرمى دست ما را فشرد و مانند يك دوست صميمى از ما جدا شد و ما با كمال تعجب مشاهده كرديم كه پس از ورود بحياط رفت كنار حوض و دست خود را با آب شست ، مسلما در اين خيال بود كه ناپاكى دست ما عيسويان بدست او هم سرايت كرده است . پس از رفتن ميزبان ما نيز بعزم قدم زدن وارد حياط شديم . هوا ملايم و آسمان كاملا شفاف و پرتو ماه و ستارگان باندازه‌اى صحن اين كاخ قديمى را روشن كرده بود كه عكس گلهاى سرخ پيوندى به خوبى در حوض ديده ميشد و خلاصه آنكه شب شكوه خاصى داشت كه ما كمتر نظير آن را مشاهده كرده بوديم .

تماشاى كاخ

19 اكتبر - امروز صبح ميزبان محترم ما بوعدهء خود وفا كرده و قبل از حركت بملاقات ما آمد تا سالنى را كه روز گذشته نظرى به آن انداخته بوديم بما نشان دهد . اين ساختمان چندان قديمى نيست و چنين به نظر ميآيد كه در زمان سلطنت فتحعليشاه ساخته شده باشد و چيزى كه بيشتر جلب توجه مىكند اين است كه در اين ناحيه دور از مركز سبك معمارى ايرانى كاملا محفوظ مانده و سبك و سليقهء تنفرآور معمارى اروپائى كه اغلب بناهاى زيبا و خوش‌نماى ايرانى را خراب كرده به اين كاخ قديمى سرايت نكرده است . به نظر ما اين عمارت مانند صليب لاتين و داراى سه اطاق مىباشد . در ورودى آن در يكى