است به شرط آنكه مطابق فكر مؤسس آن عمل شود .
در سال 1889 در نجفآباد صحنهء خونينى نمايان گرديد ، در اين سال ملاها در رأس جمعى از مسلمانان بشورش پرداختند و سكنهء بابى اين قصبه را از خانههاى خود بيرون كردند . عدهء زيادى از تبعيدشدگان در اصطبل ظل السلطان حاكم اصفهان بست اختيار نمودند و جمعى هم به طرف تهران رفتند تا بشاه شكايت نمايند ولى شاه بشكايت آنها ترتيب اثرى نداد و امر كرد كه از تهران خارج شوند .
پس از چندى تبعيدشدگان بفكر بازگشت بمنازل خود افتادند ولى مسلمانان بامر امامجمعه به آنها حمله كردند و عده زيادى از آنها را مقتول و مجروح نمودند و يكى از آنها را كه زنده دستگير شده بود نفتآلود نموده و سوزاندند . « 1 »
از آن تاريخ ببعد بابيان تا اندازهاى از آزار مسلمانان مصون مانده و مشغول كسبوكار خود هستند و ممكن است در نتيجه اين نهضت آزاديخواهى كه مقدمات آن در ايران فراهم شده و مطابق آمال آنها مىباشد مصونيت بيشترى پيدا كنند .
عزيمت از نجف آباد
اروپائيانى كه بسياحت شهر اصفهان آمدهاند كمتر بنجفآباد رفتهاند . به همين جهت است كه در موقع عزيمت ما بيشتر از 150 نفر براى تماشا در اطراف ما حلقه زدند . موقع خارج شدن از قصبه از بازارى عبور كرديم كه سقف آن با شاخوبرك درختان پوشيده شده و آفتاب تابستانى رنك گندم گونى به آنها داده بود .
پس از خروج از بازار از خيابانى گذشتيم كه در طرفين آن درختان كهنسالى سر برافراشته و در زير آنها هم نهر آبى جارى بود . در طول اين نهر جابجا از تنهء درختان و شاخوبرك آنها محوطهء محصورى درست كرده بودند تا در ميان آن زنان بدون اينكه ديده شوند مشغول شستن لباس گردند .
خلاصه پس از عبور از باغها و مزارع در بيابانى افتاديم و هوا هم رو بتاريكى گذاشت
هامش
( 1 ) از قرار معلوم اين قضيه در سده اصفهان روى داده و مربوط به نجفآباد نيست ( م )