تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
حموينه ديدم كه با سند خود از مقداد بن الاسود رضوان اللّه عليه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل كرده كه فرمودند : « معرفه آل محمد برائهء من النّار . » و حبّ آل محمد ( ص ) جواز صراط و ولايهء آل محمد ( ص ) امان » ، شناخت مقام و منزلت آل محمد ( ص ) تبرئه‌نامه از آتش جهنم ، و حب آل محمد جواز عبور از پل صراط و ولايت آنان امان‌نامه از عذاب است . » اين حديث در « جواهر العقدين » و « شفا » نيز آمده است در « جواهر العقدين » از حذيقه بن يمان نقل شده كه گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىگفتند : « اى مردم به هيچيك از فرزندان پيامبران گذشته عطا نشده آنچه به حسين بن على عليه السلام عطا شده است . مگر يوسف عليه السلام ، اى مردم شرافت ، منزلت ، ولايت و امامت ويژه رسول خدا و ذريه اوست . به هوش باشيد كه پليديها از راهتان بدر نبرد . » اين روايت را ابن حيان در كتاب « التنبيه ، و زرندى در « درر السمطين » نيز آورده‌اند . و نيز سمهودى مىگويد : « مردى گفت : « بين مكه و مدينه بودم كه ديدم شخصى در صحرا گاهى ظاهر و ديگرگاه غائب مىشود ، تا اينكه به من نزديك شد و سلام كرد و جوابش دادم به او گفتم از كجا مىآيى ؟ گفت : « از جانب خدا » گفتم : كجا مىروى ؟ گفت : « بسوى خدا » . گفتم : توشهء راهت چيست ؟ گفت : « تقوا » گفتم : تو كيستى ؟ گفت : « مردى عرب » گفتم : روشن بگو ؟ گفت : « مردى از قريش » گفتم : واضحتر خدايت ببخشايد ؟ گفت : « من مردى هاشمى هستم » گفتم : مىشود واضحتر بگويى ؟ گفت : « من مردى علوى هستم » . سپس اين اشعرا را انشاء كرد :
فنحن على الحوض رواده * نذود و نسعد وراده فما فاز من فاز الّا بنا * و ما خاب من حببّنا زاده فمن سرّنا نال منا السرور * و من ساء ناساء ميلاده و من كان كاتما فضلنا * فيوم القيامه ميعاده
- « ماييم كه جواز و رواديد بهشت بدست ماست ، توشه بهشتيان و بسعادت رساندن واردين آن با ماست . پس رستگار نمىشود آنكه رستگار شد مگر بسبب ما ، كسى كه دوستار ما باشد زادش خسران نمىيابد . هركه ما را خوشحال كند از جانب