ابن على » عليهما السلام نقل شده كه فرمودند : « من با جدم رسول خدا ( ص ) ، بودم ، ظرفى از خرما كه صدقه بود آنجا بود ، من يك خرما برداشتم و در دهان خود نهادم ، جدم رسول خدا ( ص ) انگشت مبارك در دهانم كردند و آن را بيرون آوردند و « لعاب » ، - شيرينى حاصل از خرما را كه در دهانم بود نيز برگرفتند و به من فرمودند : « اما شعرت انا آل محمد لا تحلّ لنا الصدقه » آيا نمىدانى كه صدقه بر ما آل محمد حلال نيست ؟
اين روايت را امام احمد بن حنبل و غيره نيز نقل كردهاند و سندش قوى است .
امام حسن مجتبى عليه السلام از جمله فاتحين قلههاى رفيع فتح ناشدنى
( با مدعى مگوييد اسرار عشق و مستى
آرى حافظ شيرازى مىگويد :
« با مدعى مگوييد اسرار عشق و مستى * بگذار تا بميرد در عين خودپرستى »
و يا فرزدق شاعر معروف عرب گويد :
« اولئك آبائى فجئنى بمثلهم . . . . * اذا جمعتنا يا جرير المجامع »
- « اينانند پدران من ، تو نيز اى جرير ، آنگاه كه مجامع مردمى براى داورى بين من و تو تشكيل شود ، تو نيز مانند آنان را بياور ! » . مترجم )
« حافظ جمال الدين زرندى از ابى طفيل و جعفر بن حبان و آن دو از « امام حسن مجتبى » عليه السلام نقل كردهاند كه آن بزرگوار بعد از شهادت پدر عزيزش در خطبهاى كه ايراد نمودند فرمودند « اى مردم من فرزند مژده دهنده برحمت خداوند و بيمكننده از عذاب اويم . من فرزند چراغ نوربخش جامعه بشريّتم ، من فرزند دعوت كننده بسوى خدايم . من از اهل بيتى هستم كه خداوند هرگونه رجس و پليدى را از آنان برده و پاكشان گردانيده پاك گردانيدنى . من از اهل بيتى هستم كه حضرت جبرئيل برايشان نازل شد . و من از اهل بيتى مىباشم كه خداوند مودتشان را بر