تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
از حوراء بهشتى از آن خارج شد بقدرى زيبا بود كه من از آن نيكوتر نديده بودم به من گفت : السلام عليك يا رسول اللّه . گفتم : تو كيستى ؟ گفت : من « راضيه مرضيّه » مىباشم كه از اصناف سه‌گانه آفريده شده‌ام . پائين تنه‌ام از مشك ، ميان تنه‌ام از كافور و بالا تنه‌ام از عنبر است . خدايم مرا از آب حيوان عجين نموده ، سپس خداوند جبار فرمودند : « باش پس من هست شدم و مرا براى برادرت و پسر عمويت على بن ابيطالب آفريده است ، اين حديث را زمخشرى در ربيع الابرار نيز نقل كرده است . در مناقب با ذكر سند از اعمش از عطيه عوفى از ابو سعيد خدرى مانند اين حديث نقل شده ، ليكن قسمتى اضافى در حديث است كه چنين مىباشد : « كان اشفار عينها مقادم النّسور فقالت السلام عليك يا احمد السلام عليك يا محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم » امواج و شهلاى چشمش پيشاپيش درخشش مىنمود . . . » موفق با ذكر سند از امام محمد باقر عليه السلام از جابر بن عبد اللّه از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نقل كرده كه فرمودند : جبرئيل عليه السلام يك برگ مورد سبز ، يا گل ياس براى من از بهشت آورد . با رنگ سفيد بر آن نوشته بود : انا اللّه افترضت مودّه علىّ على خلقى فبلّغهم يا حبيبى ذلك عنّى » . من خدايم مودت على را بر خلقم واجب گردانيدم . پس اى محبوب من از جانب من آن را به مردم ابلاغ نما .

تحفهء خدائى در جنگ احزاب براى على آمد

موفق و حافظ ابن شيرويه ديلمى در كتاب فردوس ، از عروهء بن زبير ، از ابن عباس نقل كرده‌اند كه گفت : چون على عليه السلام عمرو بن عبدود عامرى را بدرك و اصل كرد . عمرو شجاعترين عرب بود ، در روز جنگ خندق بعد از آنكه سه مرتبه مبارز طلبيد على عليه السلام كه او را كشت و برگشت خون از شمشيرش مىچكيد . چون