تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
من در بلا مىافتند و همواره مورد اذيت و آزار خواهند بود . « حتّى يأتى قوم من قبل المشرق معهم رايات سود فيسئلون الخير فلا يعطونه فيقاتلون فينصرون فيطعون ما سئلوه فلا يقبلونه حتّى يدفعوها الى رجل من اهل بيتى فيملاءها قسطا كما ملئوها جورا فمن ادرك ذلك منهم فليأتهم و لو حبوا على الثلج » يعنى « تا اينكه مردمى از سمت مشرق قيام كنند كه پرچمهاى سياه در دست و خواستار خير و اصلاح هستند ليكن حقشان داده نمىشود مىجنگند پيروز مىشوند آنچه درخواست مىكردند به آنان داده مىشود قبول نمىكنند تا اينكه آن را به فردى از اهل بيت من بسپارند پس زمين را پر از دادگرى كنند همچنانكه دشمنان آن را پر از ظلم كرده بودند پس هر يك از شما كه چنين روزگارى را درك نمايد به يارى آنان بشتابد و لو در برف فرو رود . » على عليه السلام فرمودند : هر كينه‌اى را كه قريش نسبت به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم داشتند آن را در خصوص من اظهار كردند و زود است كه آن را نيز بعد از من در فرزندانم ظاهر نمايند . مرا با قريش چه ؟ جز اين نيست كه بامر خدا و رسول آنان را وانهادم ، آيا جزاى كسى كه خدا و رسولش را اطاعت كند اين است ؟ اگر مسلمانيد قضاوت كنيد ؟ و در ديوان منسوب به آن حضرت آمده : اين است قريش كه مرا براى كشتنم مىجويد . نه به خدا سوگند ، نه پيروز نشوند ، آيا چيزى مانده كه من آن را نيافته باشم . من چنين نيستم كه اهل و پيروان دين را چنانچه فاجر باشند ، به طرفدارى خودم برگيرم و بر كار آنان صحه بگذارم با من بيعت كردند و بدان وفا نكردند و با من در راه مبارزه با دشمنانم مكر كردند . »
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 364 | القندوزي / محمد على شاه محمدى