و در ( مناقب ) از ( ابن نباته ) آمده كه گفت : چون على عليه السلام وارد كوفه شد چهل روز كه به امامت مردم نماز خواند ، سورهء مباركهء ( اعلى ) را قرائت مىكرد ، بعض مردم در اين خصوص او را عيبگوئى كردند .
سپس آن حضرت فرمودند : همانا من ناسخ قرآن و منسوخاش ، محكم قرآن و متشابهاش را مىدانم و حرفى از قرآن نازل نشده جز اينكه من مىدانم در شأن چه كسى نازل شده است و در چه روزى و در چه جائى نازل شده است . آيا نخوانده ايد كه خداوند فرمودند :
( إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى * صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى )
« 1 » يعنى هرآينه اين كتب پيشين است در كتاب ابراهيم و موسى ( و اللّه هى عندى ) به خدا قسم آن در نزد من است ( ورثتها من حبيبى رسول اللّه ) از محبوبم رسول خدا آن را به ارث گرفتم ( و من ابراهيم و موسى ) و نيز از ابراهيم و موسى آن را به ارث گرفتم ( و اللّه انا الّذى انزل اللّه فىّ و تعيها اذن واعيه ) به خدا سوگند منم آنكه خداوند در شأنم نازل كرده و تلقى مىكند آن را گوش يابنده ( فانا كنا عند رسول اللّه و يخبرنا بالوحى فاعيه ) همانا ما نزد رسول خدا بوديم از وحى به ما خبر مىداد من آن را تلقى مىكردم و ( يفوتهم ) و ديگران را فوت مىشد . ( فاذا صرفنا قالوا ماذا قال آنفا ) سپس هنگامى كه از نزد رسول خدا بيرون مىرفتيم ، آنان كه با من از رسول خدا همان سخن را شنيده بودند مىگفتند همين حالا رسول خدا چى گفت ؟
هامش
( 1 ) - اعلى 18 و 19 .