را تلقىكننده و يابنده نمايم . سپس اين آيه نازل شد .
( ابو نعيم ) حافظ ( از عمر بن على بن ابيطالب ) عليهما السلام از پدرش همين روايت را نقل كرده . همچنين ابو نعيم و مالكى از مكحول از على عليه السلام اين روايت را آورده .
موفق از ميمون بن مرهان از ( ابن عباس ) از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نقل كرده كه فرمود : از پروردگارم درخواست نمودم كه آن را در گوش على عليه السلام قرار دهد على عليه السلام فرمودند : چيزى را از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم نشنيدم جز اينكه آن را تلقى و حفظ كردم و فراموشش نمىكنم .
در ( مناقب ) از ( يحيى بن سالم ) از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند :
چون اين آيه نازل شد رسول خدا خطاب به على گفت ( اذنك يا على ) آن گوش توست اى على .
در ( مناقب ) از ( جابر جعفى ) از امام محمد باقر از پدرش از جدش على عليهم السلام نقل كرده كه فرمودند : ( اذنى الاذن الواعيّه ) گوش من همان گوش ژرفناى تلقىكننده است .
در شرح ( مواقف ) آمده سخن خداوند كه فرمودند : ( و تعيها اذن واعيه ) يعنى تلقى مىكند آن را كه گوش يابنده پرژرف مراد حافظه است . اكثر مفسرين بر اين عقيده اند كه مراد على عليه السلام است و سخن خود على عليه السلام است كه فرمود : « اگر بساط داورى براى من گسترده و بر آن بنشينم هرآينه بين اهل تورات به توراتشان و بين اهل انجيل به انجيلشان و بين اهل قرآن به قرآنشان قضاوت مىكنم . » و ديگر سخن آن حضرت كه فرمود : « هيچ آيهاى در بيابان يا كوه يا هموار يا شب يا روز نازل نشد ، جز اينكه من آن را مىدانم كه در شأن چه كس و در چه چيز نازل شده است .
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: القندوزي
ص٣٢٧