نظر كردن به على و يادآورى او عبادت است . خداوند ايمان بندهاى را جز با اعتقاد به ولايت على و دشمن داشتن دشمنانش و بيزارى از آنها نمىپذيرد .
در « مناقب ) از « سماك بن حرب ) از « سعيد بن جبير » نقل كرده كه گفت : به « ابن عباس » گفتم : از اختلاف مردم درباره على از تو سئوال دارم . او گفت اى پسر جبير از من درباره مردى مىپرسى كه داراى سه هزار منقبت در يك شب است و آن « ليله القربه » در « قليب بدر » است . سه هزار فرشته از جانب پروردگارشان بر او سلام كردند و از وصى رسول خدا و صاحب حوضش و صاحب لوائش در محشر مى پرسى ؟ به خدائى كه جان پسر عباس در دست اوست ، اگر درياهاى دنيا مداد ( مركب ) شوند و درختهاى دنيا قلم گردند و اهل دنيا نويسنده باشند سپس در صدد نوشتن مناقب على و فضائل او برآيند نتوانندش نوشت .
ملائكه مقرب به امداد و تهنيت على آمدند
در كتاب « جمع الفوائد » آمده كه على عليه السلام گفتند : بر « قليب بدر » بودم و از آن محل خاص پناهى گرفته بودم . متوجه شدم باد شديدى وزيدن گرفت ، سپس باز هم باد شديدتر وزيد ، سپس نيز باد شديد وزيدن گرفت ، اولى ميكائيل و دوّمى اسرافيل و سومى جبرئيل عليهم السلام بود كه با هر يك از ايشان هزار فرشته بود ، سپس به من سلام كردند ، « احمد و موصلى » نيز اين روايت را آوردهاند .
در « مسند احمد از على عليه السلام آورده كه گفت شب بدر بود رسول خدا فرمودند : « كى متعهد آبرسانى به ما مىشود ؟ » . هيچكس جواب او را نداد . من عرض كردم يا رسول اللّه من متعهد مىشوم . سپس مشك را برداشتم و به سوى چاهى كه بسيار عميق و تاريك بود رفتم دلو را در چاه آويختم . سپس خداوند به جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل عليهم السلام فرمودند : به يارى محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم