در تفسير آيه شريفهء
« لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ »
« 1 » - « هر آينه البته در چنين روزى « قيامت » از « نعيم » مؤاخذه مىشويد « ابو نعيم حافظ با ذكر سند از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه نقل كرده كه فرمود « النعيم ولايه امير المؤمنين » على به ابيطالب عليه السلام است . « حاكم » از محمد بن يحيى صوفى از « ابو ذكوان قاسم بن اسماعيل » از « ابراهيم بن عباس ثولى » كاتب اهواز در سال 227 نقل كرده كه گفت ما روزى در محضر امام رضا عليه السلام بوديم بعضى فقهاء در حضور آن حضرت گفتند : اى « نعيم » ! در اين آيهء شريفه « آب خنك » است . امام رضا عليه السلام با صداى بلند به او فرمودند : « كذا فسّرتموه انتم و جعلتموه على ضروب ؟ » شما اينچنين اين آيهء قرآن را تفسير مىكنيد و به اين معنايش قرار مىدهيد ! ؟ ! سپس افزود : طايفهاى گفتند : منظور « آب خنك » است و ديگران گفتند :
« مراد خواب است » و غير ايشان گفتند : « طعام پاكيزه » است . در صورتى كه پدرم از پدرش امام صادق عليه السلام نقل كردند : « آنگاه كه همين قبيل سخنان شما در نزد آن بزرگوار نقل شد آن حضرت خشمگين فرمودند : « همانا خداوند عزيز و جليل از آنچه به بندگانش تفضّل فرموده به خود آن چيز سئوال نمىكند و بدان بر آنان منت نمىنهد و حال آنكه اين عمل از مخلوقين قبيح است . چگونه به خداى آفريدگار « جلّت عظمته » چيزى نسبت داده شود كه آن را براى مخلوقات هم نمى پسندند « و لكنّ النّعيم حبّنا اهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عنه بعد التوحيد للّه و نبوّت رسوله » ليكن « نعيم » حبّ ما اهل بيت و دوستى و پيروى ما است . كه خداوند بعد از يكتائى خود و نبوت رسولش از آن مؤاخذه مىكند . چه آنكه هرگاه بنده بدان وفا كند ، به « نعيم بهشتى كه هميشگى است ، راه يابد پدرم از پدرش از امام محمد
هامش
( 1 ) - تكاثر 8