داد آن در دست على از شفافيت مىغلطيد هنگامى كه آن را گشود معلوم شد يك حرير سبزى است كه دو سطر بر آن نوشته شده است به اين عبارت « تحفه من الطالب الغالب الى على بن ابيطالب » هديهاى است از جانب خداى درخواست كننده پيروز به على بن ابيطالب .
على تماميت ايمان در مقابل تماميت شرك
خطيب خوارزمى از ابن عباس همين روايت را نقل كرده است و نيز صاحب روضهء الفضائل و صاحب مناقب از سالم ابن ابى الجعده از جابر بن عبد اللّه همين روايت را نقل كردهاند . شيخ عطار در كتاب مظهر الصفات نقل كرده كه گفت من در نزد شيخ و سندم نجم الدين كبرى بودم اين حديث را براى من نقل كرد آنچنان وجد و حال پرشورى بر او غالب شد كه من به گريه افتادم به طورى كه دنيا را كوچك پنداشتم و در نظرم خوار آمد و محبت دنيا را از دل خود از بن و بيخ كندم و نيز در كتاب مناقب با ذكر سند از زياد بن مطرب نقل شده كه ابن مسعود صحابى معروف اين آيه قرآن را چنين مىخواند « و كفى اللّه المؤمنين القتال بعلى » « 1 » و سبب نزول اين آيه اين بود چون عمرو بن عبدود يك سوار شجاع مشهورى بود ، به طورى كه با هزار سوار برابرى مىكرد . در جنگ بدر به طرفدارى از مشركين شركت داشت ، و ليكن در جنگ احد شركت نكرد . اما در روز خندق ندا داد آيا مبارزى هست ؟ . هيچكس او را جواب نداد ع على عليه السلام برخواست و گفت : يا رسول اللّه من به ميدان او بروم ؟ رسول خدا فرمودند : او عمرو است بنشين . عمرو براى بار دوم مبارز طلبيد كسى به ميدان او نرفت . على عليه السلام قيام كرد و گفت : يا رسول اللّه من به ميدان او بروم ؟ رسول خدا فرمودند : او عمرو است . على عليه السلام گفت : اگر چه عمرو باشد ؟ . پس رسول خدا ( ص ) به او اذن
هامش
( 1 ) - به پاورقى 1 صفحه قبل رجوع كنيد .