سپس شما را به اين زنده مرد انصارى توصيه مىكنم .
از جابر بن عبد اللّه روايت كرده كه گفت : در روز عرفه رسول خدا ( ص ) را در حالى كه بر ناقه قصوى سوار بود ديدم كه خطبه مىخواند . شنيدم كه فرمود : « يا ايّها الناس قد تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى . » اين روايت را ترمذى نيز روايت كرده و گفته است چه روايت حسن و خوبى است . !
ابن عقده از جابر بن عبد اللّه نقل كرده كه گفت : با رسول اكرم ( ص ) در « حجهء الوداع » بوديم پس چون به « جحفه » برگشت ، فرود آمدند . سپس براى مردم خطبه ايراد نمودند و فرمودند : ايّها الناس انّى مسئول و انتم مسئولون فما انتم قائلون ؟ . قالوا نشهد انّك بلّغت و نصحت و ادّيت قال انّى لكم فرّط و انتم واردون علىّ الحوض و انّى مخلّف فيكم الثقلين ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى و انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض . سپس گفت : « الستم تعلمون انّى اولى بكم من انفسكم ؟ قالوا بنى فقال : آخذا بيد علىّ من كنت مولاه فعلّى مولاه ثمّ قال اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه . » - اى مردم من مسئولم و شما نيز مسئوليد چه مىگوييد ؟
گفتند گواهى مىدهم كه رسالت خدا را رساندى و نصيحت كردى و حق را اداء نمودى . رسول خدا ( ص ) فرمود : من شما را ترك مىكنم ، ( رحلت مىكنم ) شما در كنار حوض كوثر بر من وارد مىشويد و من در ميان شما « ثقلين » را مىگذارم اگر چنگ محكم به آن دو بزنيد هرگز گمراه نمىشويد . آن دو « كتاب خدا و عترت منند » كه هرگز از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند » . سپس افزود « آيا شما اعتراف نداريد كه من از خود شما حق اولويت نسبت به مجموعه كيان شما را دارم ؟ » گفتند چنين است كه مىفرماييد . در حالى كه آن حضرت دست « على » عليه السلام را گرفته بودند گفتند : « هر كس كه من حق اولويت بر او دارم پس « على » عليه السلام بر او چنين حقى را دارد و بعد گفت بار خداوندا دوست بدار آنكه « على » عليه السلام را دوست دارد و دشمن بدار آنكه « على » عليه السلام را دشمن دارد .
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: القندوزي
ص١٣٨