تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

« رجّلا كنفسى »

ابن عقده و حافظ ابو الفتح عجلى در كتابش بنام « الموجز » و دئلى و ابن ابى شبيه و ابو يعلى از عبد الرحمن بن عوف نقل كرده كه گفت : چون خداوند متعال مكه را براى رسولش فتح كرد ، بسوى طائف حركت كرد و آنجا را هفده شب يا نوزده شب محاصره نمود سپس خداوند طائف را فتح كرد رسول خدا ( ص ) در حالى كه ايستاده بود در خطبه‌اى حمد و ثناى خداوند را بجاى آورد سپس گفت : « اوصيكم بعترتى خيرا و انّ موعدكم الحوض و الّذى نفسى بيده لتقيمنّ الصّلوه و لتؤتينّ الزّكوه و لأبعثنّ اليكم رجلا كنفسى يضرب اعناقكم ثمّ اخذ بيد علّى فقال هو هذا . » - « بمردم طائف گفت شما را در حق عترتم به خوبى توصيه مىكنم همانا موعد و ملاقات شما با من در كنار حوض كوثر است ، بخدائيكه جان من در يد قدرت اوست ( كه جدّى مىگويم ) يا نماز برپا مىداريد و زكات مىدهيد يا هر آينه مردى را بسوى شما گسيل دارم كه چون خودم باشد گردنهاى شما را مىزند سپس دست على را گرفت و گفت او اين مرد است . در كتاب « اخبار مدينه » تأليف سيد ابو الحسن - يحيى ابن حسن از محمد بن عبد الرحمن خلاد از جابر بن عبد اللّه نقل كرده است كه رسول خدا ( ص ) دست « على » عليه السلام و فضل ابن عباس را در بيمارى وفاتش گرفت و در حالى كه تكيه بر اين دو نفر زده بود توانست بنشيند بر منبر و خطاب بمردم گفت : ايّها الناس قد تركت فيكم ما ان تمسّكتم به لن تضّلوا كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى فلا تنافسوا و لا تحاسدوا و لا تباغضوا و كونوا اخوانا كما امركم اللّه اوصيكم بعترتى و اهل بيتى ثمّ اوصيكم بهذا الحىّ من الانصار . » اى مردم بدرستى كه من چيزى را در ميان شما بر جاى مىگذارم كه با چنگ زدن به آن هرگز گمراه نمىشويد « كتاب خدا و عترت و اهل بيتم » را پس يكديگر را بمخالفت با هم مطرح نكنيد ، حسادت نورزيد كينه‌توزى نكنيد همچنانكه خداوند فرمانتان داده بردار باشيد ، شما را در « حق عترت و اهل بيتم » سفارش مىكنم