السلام نقل كرده كه امام محمد باقر عليه السلام از آبهاى سقاخانههاى بين مكه و مدينه نوشيد . امام صادق عليه السلام به پدرش عرض كرد : آيا از اين آب كه « صدقه » است مىنوشيد ؟ آن حضرت فرمودند : « جز اين نيست كه « صدقات مفروضه » ( يعنى سهام و چيزهاييكه در قرآن و سنت معلوم شدهاند ) بر ما حرام است .
در « جواهر العقدين » از امام حسن مجتبى عليه السلام نقل كرده كه فرمودند : با جدم رسول اكرم ( ص ) بودم ، كه بر يك ظرف خرماى « صدقه » عبور كرد « فاخذت منها تمره فالقيتها فى فىّ فادخل يده فى فىّ فاخذها بلعا بها . فقال لى : اما شعرت انّا آل محمد لا تحلّ لنا الصدقه . » من يك خرما برداشتم و در دهان نهادم رسول خدا ( ص ) دست در دهانم برد و لعاب خرما را هم بيرون آورد و فرمود آيا نمىدانى كه بر ما آل محمد « صدقه » حلال نيست ؟ اين روايت را احمد و طحاوى نقل كردهاند و سندش را هم خوب و محكم دانستهاند .
در اصابه و در سنن نسائى از سعيد بن مسيب از جبير بن مطعم نقل كرده است كه گفت چون رسول اكرم ( ص ) سهم خويشاوندان و ذوى القربى را بين بنى هاشم و بنى عبد المطلب تقسيم مىكرد ؟ من و عثمان بن عفان خدمتش رسيديم . گفتيم يا رسول اللّه اينها بنى هاشماند و منكر فضلشان نيستيم چه آنكه خداوند متعال مكانت خانوادگى تو را بين اينها قرار داده است و ايشان را به اين مكانت معزز داشته است آيا بنى عبد المطلب را عطا مىكنى و ما را محروم مىفرماييد در حالى كه ما و ايشان نسبت به حضرت شما داراى مكانت واحدى مىباشيم ؟
رسول اكرم ( ص ) فرمود : « انّه ، لم يفارقونى فى الجاهليه و الاسلام » ايشان چه در دوران قبل از علنى نمودن بعثت و چه بعد از آن از من جدا نشدند . سپس فرمود : « انّا آل محمد لانأ كل الصدقه » ما آل محمد صدقه نمىخوريم .
رشيد ابن مالك از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده كه : من نزد رسول خدا ( ص ) بودم كه مردى يك طبق خرما آورد و گفت اين « صدقه » است و بر زمين نهاد نزديك آن حضرت . « حسن ابن على » عليهما السلام نزد رسول خدا ( ص ) بودند . يك خرما برداشتند و در دهان نهادند رسول خدا ( ص ) انگشت در دهان او بردند و آن را بيرون آوردند .
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 141
مساهمون: القندوزي
ص١٤١