برمىگردند ترك مىكنم ، پس دقت كنيد كه چگونه بعد از من عمل مىكنيد و در خصوص ثقلين كه بزرگتر آن « كتاب خدا » است بنگريد ، كتابى كه يك سر آن حبل ممدود بدست خداوند و طرف ديگرش بدست شما است پس چنگ تمسك به آن بزنيد و گمراه نشويد و برنگرديد و آن ديگر اهل بيتم مىباشند كه لطيف خبير مرا آگاه كرد كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند . » و در مشكاه المصابيح از براء ابن عازب از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده كه آنگاه كه در « غدير خم » فرود آمديم رسول خدا دست على عليه السلام را گرفتند و خطاب به مردم فرمودند : « آيا شما نيستيد كه مىدانيد من از هر مؤمنى در تصرف شئون ، از خودش اولى و احق مىباشم ؟ گفتند : آرى يا رسول اللّه فرمود آيا . . . مىدانيد كه من . . . ؟ گفتند : آرى يا رسول اللّه
فرمودند : ( اللهم من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه ) پس عمر ، على عليه السلام را ملاقات كرد و گفت : بر تو گوارا باد اى پسر ابو طالب كه مولاى هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنهاى گرديدى » . اين روايت را احمد ابن حنبل بسند خود از زيد ابن ارقم به دو طريق يعنى از طريق عطيه عوفى و از طريق ابن ميمون به زيد ابن ارقم و او از رسول اكرم ( ص ) متصلا نقل كرده است ترمذى با سند خود از زيد ابن ارقم يا از شعبه ، از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده كه فرمودند : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » . ( اين حديث خوب و عجيبى است ) شعبه اين حديث را از ميمون و او از زيد ابن ارقم نيز نقل كرده است . و نيز ابو سريخه در كتاب موده القربى از جبير ابن مطعم آورده كه رسول اكرم ( ص ) فرمودند : « نزديك است كه من دعوت پروردگار را اجابت و رحلت كنم من دو چيز گرانقدر را بين شما باقى مىگذارم :
« كتاب ربّنا و عترتى اهل بيتى فانظروا كيف تحفظونى فيهما » : با دقت بنگريد كه چگونه با پيروى از اين دو مرا و مكتبم را حفظ مىكنيد » . ابن ماجه بسند خود از براء ابن عازب نقل كرده كه گفت : با رسول اكرم به حجهء الوداع مشرف شديم رسول خدا در بعض منازل بين راه پياده شد و امر به نماز جماعت نمود ، سپس دست « على » عليه السلام را گرفت و گفتند : « آيا من از خود مؤمنين نسبت به تمامى كيانشان
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: القندوزي
ص١١٦