رسول خدا اصل او و شاخ و برگش كسانىاند كه صدقه بر آنها حرام است . احمد بن حنبل در مسند خود از عفان از حماد ابن سلمه از زيد ابن على ابن ثابت ، از براء ابن عازب نقل كرده كه گفت : « ما با رسول ( ص ) خدا بوديم در سفرى كه در « غدير خم » باراندازى كرديم ميان ما ندا داده شد ( الصلوه جامعه ) رسول خدا نماز ظهر را بجا آورد ، دست على را گرفت و خطاب به مردم فرمودند : « الستم تعلمون انّى اولى بالمؤمنين من انفسهم « 1 » قالوا بلى قال الستم تعلمون انّى اولى بكلّ مؤمن من نفسه قالوا بلى آخذا بيد علّى ، فقال : لهم من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه فقال ( مراد بن عازب ) فلقاه عمر بن الخطّاب فقال هنيئا يابن ابى طالب اصبحت مولى كلّ مؤمن و مؤمنه » : آيا شما نيستيد كه مىدانيد من از خود مؤمنين نسبت به كيان آنان حق اولويت در تمامى شئونشان دارم ؟
گفتند : آرى مىدانيم . فرمودند : « آيا شما نيستيد كه مىدانيد من از هر مؤمنى سزاوارى بيشترى دارم كه در تمام كيانش تصرف كنم ؟ » گفتند : آرى مىدانيم ، آنحضرت در حالى كه دست على را گرفته بودند ، خطاب به مردم فرمودند :
« هر كس كه من مولا و صاحب اختيار شئون همه جانبهء او مىباشم پس على مولا و صاحب اختيار تمامى شئون اوست . » و بعد دست و روى خود را با تمام وجود بسوى بارگاه قدس خداوندى گشود و عرضه داشت : « بار الها هركس على را دوست دارد دوستش بدار و هركه على را دشمن دارد دشمنش بدار . » سپس عمر ابن خطاب او را ملاقات كرد و گفت : « اى پسر ابو طالب بر تو گوارا باد كه سرور هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنهاى شدى . »
هامش
گواهست .
( 1 ) - بصريح النّبى اولى بالمؤمنين ، احزاب 6 .