آنكه منى ايشان رقيق است و نفوذ ايشان « 1 » در مجارى ضيقه به زودى مىشود ؛ و انثيين زن كوچك و پهن باشد و در طرفين فرج پنهان « 2 » و از آن مرد بزرگ و ظاهر و مستدير بود .
قضيب « 3 » :
مركّب است از اعصاب و شرايين و آورده و خلال آن به لحم آكنده شده و در او مجراى بول و منى و وذى « 4 » هست و جوف او از رطوبات « 5 » خالى است و منشأ او از دو عظم است ، معروف به عظم عانه و از پهلوى او « 6 » دو عضل رسته است مقابل يكديگر و اصل « 7 » او رباطى مجوّف است « 8 » ، و حاجت به دو جهت اين دو فايده است : يكى قصد اوّل از « 9 » طبيعت نفوذ منى است در اوعيه جهت رحم و از « 10 » اين جهت است كه عصبة « 11 » الجوهر مخلوق گشته تا در او حسّ بسيار بود و ملتذّ « 12 » شود انسان به مجامعت و تناسل باقى مىماند ، و او را خالى از رطوبت آفريد تا در حالت جماع ريح « 13 » و روح در تجويف او روند « 14 » و نعوظ حاصل گردد ، و آن عبارت از آن است كه تجويف او به ريح ممتلى شود و شرايين او به
هامش
( 1 ) . ج ، ل ، ش : او .
( 2 ) . ط : + است .
( 3 ) . قضيب : يا آلت تناسلى مرد از سه مجرى تشكيل شده است : مجراى وابرانVas ) ( deferens، مجراى انزالى( Ejaculatory duct )و پيشابراه( Urethra ).
( 4 ) . س : ودى ؛ وذى : آب كه پس از انزال و بول بيرون آيد . ( لغتنامه )
( 5 ) . ط : رطوبت .
( 6 ) . س : - او .
( 7 ) . ش : داخل .
( 8 ) . ط : - است .
( 9 ) . ش ، ن : - از .
( 10 ) . س : - از .
( 11 ) . ج ، ل : عصبية .
( 12 ) . ش : ملتذذ ؛ ط : ملتفه .
( 13 ) . ن : - ريح و .
( 14 ) . س : آورد .