تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
روح و اوردهء او به دم تا ممكن باشد در رفتن در رحم و حسّ حشفه بيشتر است كه آن سر قضيب است ، بنا بر آنكه گفتيم ، تا از اين فعل ملتذّ « 1 » شوند و موجب بقاى نوع گردد ؛ و فايدهء قضيب ايصال مادّهء زرع است به مستقرّ خويش و در پهلوى او دو عضل جهت آن است كه « 2 » تا در حالت مجامعت « 3 » از طرفين كشيده شود و مجراى او مستقيم باشد و اوعيهء منى كشيده گردد و منى به زودى بيرون آيد ؛ و منفعت ثانيه آن است كه به قصد و فعل طبيعت ثانيا ظاهر مىگردد ، و اين امر چنان باشد كه مثانه نهاده است نزديك مجراى منى ؛ و طبيعت « 4 » مجراى بول از اين مجرى ممتاز گردانيد « 5 » از موضع مقعد تا به موضعى كه منشأ ذكر است و در ذكور دراز مخلوق گشته است « 6 » .

رحم « 7 » :

عضوى است مخلوق از ليفات عصبانى « 8 » و « 9 » دو طبقه است و او همچون قضيب مقلوب است « 10 » و موضع او ميان مثانه و معاى مستقيم است و فوهات عروق به دو متّصل شده جهت دفع فضلهء طمثى و تغذيهء جنين و او را مجرايى هست محاذى فم « 11 » فرج براى خروج طمث و جنين و وصول منى به دو ، و در فم او غشايى تنك هست كه ازالهء بكارت بدان مىشود و رحم در حالت علوق منضمّ مىشود و در حالت ولادت فراخ
هامش
( 1 ) . ش : ملتذذ . ( 2 ) . س : كه . ( 3 ) . ط : مخالفت . ( 4 ) . ط : ثانيا ظاهر مىگردد . . . و طبيعت . ( 5 ) . ج : - منى و طبيعت . . . گردانيد . ( 6 ) . س ، ل ، ط ، ج : - است . ( 7 ) . رحم -Uterus. ( 8 ) . س : عصبى . ( 9 ) . ش : + در او . ( 10 ) . س : - است . ( 11 ) . ج : - فرج .