و در ثقبهء عظم حجرى « 1 » نفوذ مىكند و چون مصادم عصبهاى مىشود كه در صماخ مفروش است « 2 » و قوّهء سامعه به دو است ، ادراك اصوات « 3 » حاصل مىشود « 4 » و اين غشا به نسبت با سمع همچنان است كه رطوبت جليدى به نسبت با بصر .
انف :
بدان كه منخرين چون به بالاى بينى رسند به دو تجويف منقسم شوند : قسمى به اقصاى فم منتهى شود جهت تنفّس و استنشاق هوا و قسمى به عظامى كه شبيه به مصفات « 5 » است ، منتهى گردد جهت دفع فضلات دماغى و رسانيدن روايح بدان دو عصبه كه شبيه به « 6 » دو سر پستاناند و ادراك روايح بديشان حاصل آيد « 7 » و آن را زايدتان حليمتان « 8 » گويند .
امّا اعضاى تناسل :
انثيان و قضيب و رحم است .
انثيين « 9 » :
مركّب است از لحمى سفيد غددى كه آن لحمى رخو « 10 » متخلخل است و در او منافذ بسيار است ، و هريك از ايشان به غشايى از « 11 » موضع قطن متّصل است و از حوالى گرده همچنين « 12 » عرقى
هامش
( 1 ) . ش : حنجرى ؛ ن : عظم .
( 2 ) . ش : + و از او غشايى شده .
( 3 ) . ط : صورت ؛ ج : صوت .
( 4 ) . ج ، ل ، ش : مىگردد .
( 5 ) . ج : صفات .
( 6 ) . س : - مصفّات . . . شبيه به .
( 7 ) . س ، ن ، ج ، ل ، ش : - آيد .
( 8 ) . ش : حليمان ؛ ج ، ل : حلميتان .
( 9 ) . انثيين ( يا بيضهها ) -TestesياTesticles.
( 10 ) . ش : + و .
( 11 ) . ش : - از .
( 12 ) . ش ، ن : همچون .