بول مشغول بايستى شد « 1 » .
ثرب « 2 » :
عضوى است مؤلّف از دو طبقه غشايى و در او شعبهاى از شعب عصب و آورده و شرايين يافته مىشود و رطوبتى دسم بدان « 3 » مترشّح شده و به واسطهء برودت محلّ منجمد گشته و از جميع همچون پردهاى حاصل شده و گرد معده برآمده ، جهت تكوّن « 4 » حرارت و معاونت هضم .
كليه « 5 » :
عضوى است مؤلّف از لحم غليظ و عروق و شرايين ، و غشايى غليظ حسّاس به دو محتوى شده و او مانند نيمهء « 6 » دايره است و به رباطات قويّه به طرفين پشت بسته شده است و كليهء طرف راست بلندتر از كليهء طرف « 7 » چپ است و متّصل است به ايشان از عرق اجوف تا به غايتى كه به كبد مىرسد و دو شعبهء عظيمه دارد : يكى از آن منقسم مىشود در جرم او و ارسال دم مىكند به سوى ايشان جهت جذب « 8 » غذا ؛ و ديگر جذب مائيهء دم از ايشان مىكند « 9 » كه آن بول است « 10 » و متّصل است به ايشان از شرايين بزرگ شعبهاى كه اعطاى حيات مىكند و هر يكى از
هامش
( 1 ) . س : - شد .
( 2 ) . ثرب : يا( Epiploon tablier epiploique )معرّب چربى و چربو ، چادرپيه و آن آستر و بطانهء صفاق و ابره و ظهارهء معده باشد و آن پيه رقيقى است كه معده و امعاء را فرا گرفته است و از فم معده تا معاى قولون بكشد . ( ر ك : لغتنامه ) .
( 3 ) . ن : در او .
( 4 ) . ج : مكان ؛ ط : مكون .
( 5 ) . كليه -NephroياReno.
( 6 ) . س : - نيمهء .
( 7 ) . ن ، ط : - طرف .
( 8 ) . س ، ش ، ط ، ج ، ل : - جذب .
( 9 ) . س : - مىكند .
( 10 ) . ن : بر پشت ؛ ش : برى است .