( 1 ) فاطمه بين آنان و شوهرش حائل شد و گفت : به خدا سوگند ، نمىگذارم كه پسر عمويم را به ستم بكشيد . واى بر شما ! چه زود در حق ما اهل بيت به خدا و رسول او خيانت كرديد . و حالى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شما را به پيروى ، محبّت و تمسّك به ما سفارش كرد و خداوند متعال فرمود :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
. « 1 »
بيشتر مردم على عليه السّلام را به خاطر فاطمه عليها السّلام رها كردند . عمر به قنفذ - لع - فرمان داد كه او را با تازيانه بزند . قنفذ با تازيانه به پشت و پهلوى فاطمه زد چنان كه او را سخت رنجور ساخت و اثر آن در جسم شريفش باقى ماند . همين ضربت قوىترين سبب سقط او بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را محسن ناميده بود . . . » . « 2 »
« و امير المؤمنين عليه السّلام را به مسجد بردند و در برابر ابو بكر نگه داشتند . فاطمه خود را به او رساند تا مگر او را از دستشان رها سازد ولى نتوانست . پس به سوى قبر پدرش رفت و به آن اشاره كرد . . . » . « 3 »
( 2 ) در تأييد آنچه گذشت به موارد زير اشاره مىكنيم :
( 3 ) 1 - مىگويند : « فاطمه عليها السّلام دم در خانه بين شوهرش و آنان حائل شد . قنفذ با تازيانه او را زد . . . ابو بكر قنفذ را فرستاد كه فاطمه را بزند . قنفذ فاطمه را وادار كرد كه به لنگهء در خانهاش پناه برد . آنگاه در را به طرف او راند كه يك دنده از پهلويش شكست و فرزندش را سقط كرد » . « 4 »
( 4 ) 2 - پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « آگاه باشيد ! در فاطمه ، در من است و خانهء او خانهء من .
هامش
( 1 ) شورى ، 23 .
( 2 ) التتمه فى تواريخ الائمه ، ص 35 .
( 3 ) علم اليقين ، صص 686 - 688 .
( 4 ) الاحتجاج ، ج 1 ، ص 212 .