آتش زدن آن از مؤكدترين پايههاى ايمان ؟ ! » . « 1 »
( 1 ) 10 - مسعودى : پس راه خانه على را در پيش گرفتند و به او يورش بردند . در خانهاش را آتش زدند ، و او را به زور بيرون كشيدند . « 2 »
( 2 ) 11 - به نظر ابن ابى الحديد معتزلى شافعى ، رواياتى را كه مىگويد : « عمر ، فاطمه را چنان بين در و ديوار فشرد كه جنينش را سقط كرد » . فقط شيعه روايت كردهاند . « 3 » اما اين نظر وى نادرست است . چه همانگونه كه در بخش متون و آثار آورديم ، اين جريان را محدّثان و مورّخان فراوانى از طوايف ديگر اسلامى غير از شيعه نيز روايت كردهاند .
( 3 ) 12 - علامه مجلسى عهدنامهاى از خليفه دوم براى معاويه در بحار الانوار آورده كه ماجراى خود را با زهرا عليها السّلام را در آن حكايت كرده است . « 4 » از جمله در آن آمده : « به خانه على آمدم تا مگر او را به زبانى بيرون كشم . كنيزك فضّه كه به او گفتم : به على بگو براى بيعت با ابو بكر بيرون آيد كه مسلمانان بر خلافت او اجماع كردهاند ؛ گفت : امير المؤمنين مشغول است . گفتم : اين را فراموش كن و به او بگو بيرون آيد و الّا داخل مىشويم و او را به اكراه بيرون مىآوريم .
فاطمه بيرون آمد . پشت در ايستاد و گفت : اى گمراهان دروغگو ؛ چه مىگوييد ؟ و چه مىخواهيد ؟
گفتم : فاطمه ! گفت : عمر ! چه مىخواهى ؟ ! گفتم پسر عمويت را چه شده كه تو را براى پاسخ فرستاده و خودش پشت پرده نشسته است ؟
گفت : اى شقى ! طغيان تو مرا بيرون آورد و حجّت را بر تو تمام كرد . . .
گفتم : اين اباطيل و افسانههاى زنانه را از سرت بيرون كن و به على بگو بيرون
هامش
( 1 ) ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 20 ، صص 16 - 17 .
( 2 ) اثبات الوصيه ، ص 143 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، صص 308 - 309 .
( 3 ) ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 60 .
( 4 ) بحار الانوار ، ج 30 ، صص 293 - 295 ؛ الهداية الكبرى ، ص 417 .