( 1 ) - در را به طرف من كه آبستن بودم ، راند .
- در را به داخل راند .
- به در خانه على رسيد ، فاطمه پشت در نشسته بود .
- در زد .
- فاطمه در را باز كن و الّا آن را به رويتان آتش مىزنيم .
- سپس آتش خواست و در را آتش زد . در سوخت .
- فاطمه ، در را به رويشان بست .
- لگدى به در زد و آن را شكست . در از شاخه خرما بود .
- واى بر كسى كه در خانهاش را آتش بزند .
- هيزم زيادى بر در خانهء ما جمع كردند و آتش آوردند تا ما و آن را آتش زنند .
- گشودن خانه فاطمه و وارد شدن بر او در خانهاش و جمع كردن هيزم بر در خانهاش .
( 2 ) - لگدى به در زدم . فاطمه شكمش را به در چسبانده بود .
- در را به داخل راندم و وارد شدم .
- اگر خارج شدند كه شدند و الّا هيزمها را بر در خانهاش جمع كن .
- و در خانهاش را آتش زدند و على را به زور بيرون آوردند .
- او را بين در و ديوار فشار داد .
- در فاطمه ، در من است و خانهاش ، خانه من .
احاديث آتش زدن خانه على عليه السّلام را به دليل ارتباط آن با آتش زدن همين در آورديم . لذا نيازى به آوردن خلاصه آن نمىبينيم . در خصوص اشعارى كه در اين باره آورديم ، نيز همينگونه است .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 615
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٦١٥