شيون مىكرد حتى از حجرهاش بيرون آمد و گفت : چه زود به خاندان پيغمبرتان حمله كرديد .
( 1 ) شهرستانى در الملل و النحل مىگويد : نظّام نقل كرده كه عمر در آن روز به شكم فاطمه زد كه فرزندش محسن را سقط كرد . عمر فرياد مىزد : خانه را با كسانى كه در آن هستند ، آتش بزنيد .
در روايات اهل بيت عليهم السّلام آمده : عمر در را به داخل فشار داد تا وارد خانه شود . فاطمه پشت در بود . در به شكمش خورد و در اثر آن فرزندش محسن را سقط كرد و از همان درد ، رحلت فرمود .
( 2 ) در برخى از روايات : عمر با تازيانه به پشت زهرا عليها السّلام زد . در يك روايت : قنفذ به دستور عمر ، فاطمه عليها السّلام را زد . سپس خلاصهاى از كتاب سليم بن قيس و نيز سخن امام حسن عليه السّلام به مغيرة بن شعبه را آورده است . آنگاه مىگويد : « آنچه بيان كردهاند در ثبوت ورود به خانه زهرا عليها السّلام كه از خانههاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است ، بدون اجازهء او ، و تحقق اذيت و آزار خصوصا با توجه به تهديد به آتش زدن خانه ، كافى است . حتى در الاستيعاب و غرر و كتابهاى ديگر از زيد بن اسلم آمده كه گفت : از كسانى بودم كه همراه عمر براى آتش زدن خانه فاطمه ، هيزم آورديم » . « 1 »
( 3 ) ثبوت اذيت بىاندازه فاطمه توسط اين دو مرد ، در روزى كه خواهان بيعت على شدند ، حتى هجوم و يورش و نيز ورود به خانهاش بدون اجازه و بلكه زدن زهرا عليها السّلام و جمع هيزم براى آتش زدن خانه و نيز اذيت آن بانو در غصب فدك و منع ارث و قطع خمس و مانند آن ،
هامش
( 1 ) ضياء العالمين ، ج 2 ، ق 3 ، صص 60 - 64 .