در جاى ديگرى دربارهء وى گفته است : « اين مكابرهء محض است زيرا تخلّف آنان از جيش اسامه و ولايت وى در ميان شيعه و سنى مشهور و از طريق هر دو طايفه روايت شده و قابل ردّ نيست . شريف كه مرد منصفى است ، آن را مسلّم گرفته و آن را تأويل كرده است . اما قوشجى ، چون اهل مكابره ، عناد ، لجاجت و سرسختى است ، آن را رد كرده است . اين دأب قوشجى در اكثر و بلكه همهء موارد است ، كه از پاسخ آن عاجز مىماند » . « 1 »
در موارد ديگرى نيز از اين ويژگى قوشجى سخن گفته است . « 2 »
( 1 )
12 - فاضل مقداد ( متوفاى 826 ق )
فقيه متكلم و محقق شيخ مقداد سيورى مىگويد :
« هنگامى كه على عليه السّلام و گروهى ، از بيعت امتناع كردند و به خانهء فاطمه عليها السّلام پناه بردند ، عمر به نزد فاطمه آمد و به شكمش زد تا فرزندش محسن سقط شد ، و آتش روشن كرد تا خانه را كه فاطمه و گروهى از بنى هاشم در آن بودند ، آتش زند . پس على عليه السّلام را در حالى كه حمايل شمشيرش را به گردنش انداخته بودند و او را مىكشيدند ، به زور از خانه بيرون آوردند .
نمىتوان گفت : اين خبر را فقط شيعه روايت كرده است . پس ممكن است آن را براى تشنيع قوم ساخته باشند . زيرا در پاسخ مىگوييم :
اين روايت از طريق خصم نيز آمده است . بلاذرى ، و ابن عبد البر و ديگران ، آن را روايت كردهاند .
هامش
( 1 ) همان ، 412 .
( 2 ) همان ، ص 471 - 473 .