تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
مؤيد اين مطلب سخن ابو بكر به هنگام مرگ است كه گفت : اى كاش خانهء فاطمه را رها مىكردم و آن را نمىگشودم » . « 1 » مىگوييم : اصرار بزرگان علما و استوانه‌هاى مذهب - آن چنان كه از آنان نقل كرديم - بر استدلال در علم كلام عليه خصم به اين مسأله و بيان آن همچون مسلّمات قطعى و عدم توانايى مخالفان در رهايى و خلاصى از آن ، آشكارا دلالت دارد كه انكار و يا تشكيك برخى در اين مسأله ، غير قابل قبول و بلكه نامعقول است . خصوصا با وجود اين بخش بزرگ از متون و روايات و تواتر احاديث معصومين كه هر گونه عذرى را بر طرف و هر نوع تعليل و توجيهى را باطل مىكند . ( 1 )

13 - زين الدين بياضى عاملى ( متوفّاى 877 ق )

علّامه فقيه ، و متكلم خبير شيخ زين الدين بياضى مىگويد : « و از جمله روايت بلاذرى و مشهور در ميان شيعه است كه فاطمه عليها السّلام در ميان در چنان فشرد كه محسن را سقط كرد . در حالى كه همگان مىدانستند ، پدرش فرموده : فاطمه پارهء تن من است ، هر كه او را اذيت كند ، مرا اذيت كرده است » . « 2 » « گفته‌اند : عايشه دختر محمّد نبود اما هنگامى كه شترش پى شد ، مسلمانان به احترام شوهرش به غيرت آمدند ، سرها و دستها در اطرافش بلند شد . كارها ناشايستى كه در قبال فاطمه انجام دادند به مراتب از پى شدن شتر عايشه سخت‌تر بود ، پس چرا مسلمانان
هامش
( 1 ) اللوامع الالهية فى المباحث الكلاميه ، ص 302 . ( 2 ) الصراط المستقيم ، ج 3 ، ص 12 .