پس از او نديدهاند و يا احدى از پادشاهان معروف به خشونت و قساوت و سلاطين كفار كسى را فرستاده باشند كه متخلفان از بيعت را به آتش بكشند و به قتل و ضرب تهديد كنند .
( 1 ) مىگوييم : به ما نرسيده كه هيچ يك از ملتها ، پيامبر يا پادشاه و يا سلطانى داشتهاند كه آنان را از فقر و فلاكت نجات داده ، و از ذلت و مسكنت رهايى بخشيده و آنان را به سعادت دنيا و آخرت رهنمون گشته ، و با پيامبرىاش سرزمينهاى ستمگران را برايشان گشوده ، سپس از دنيا رفته و فقط يك دختر از خود به يادگار گذاشته ، و به آنان گفته كه او سرور زنان جهانيان است ، و اين دختر ، دو طفل هفتساله و يا در اين حدود دارد ، حال پاداش اين پيامبر يا پادشاه اين باشد كه رعيتش آتش بياورند تا دختر ، و دو فرزندش را كه به منزلهء روح و جان اويند ، به آتش كشند » . « 1 »
سيد بن طاووس در احتجاج عليه ديگران مىگويد :
« واقدى بيان كرده كه عمر با گروهى از جمله اسيد بن حصين ( درست آن ، حضير است ) ، و سلمة بن سلامه اشهلى به نزد على آمد و گفت : يا بيرون آييد يا خانه را به رويتان به آتش مىكشيم » . « 2 »
( 2 )
8 - خواجه نصير طوسى ( متوفاى 672 ق )
امام محقق خواجه نصير الدين محمّد بن محمد بن طوسى رحمه اللّه مىگويد :
« و به خانه امير المؤمنين عليه السّلام فرستاد كه از بيعت خوددارى كرده بود .
هامش
( 1 ) كشف المهجه ، صص 120 - 121 .
( 2 ) الطرائف ، صص 238 - 239 ؛ احقاق الحق ، ج 2 ، ص 370 .