« با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوديم ، از قريه مورچگان گذشتيم كه آتش گرفت .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شايسته نيست كه انسان به عذاب خداوند متعال عذاب دهد .
عبد المحمود گفت : چگونه اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از مورچگان بىارزشتر بودند ؟ ! چگونه گفتهاند كه خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را با عذاب الهى يعنى آتش ، عذاب مىكنند ؟ ! به خدا قسم ، اين كارها از بزرگترين شگفتيهاى دورانها در طول تاريخ است » . « 1 »
« . . . اما على عليه السّلام ، دانستيد كه چه بر او گذشت و چگونه او را از خلافت و جايگاه رفيعش دور ساختند و كار را به جايى رساندند كه خواستند او را آتش بزنند ، و حرمتش را شكستند » . « 2 »
( 1 ) « مىگويم : اين برايش كافى نبود تا اينكه عمر را به خانهء پدرت « 3 » على و مادرت فاطمه فرستاد . عباس و گروهى از بنى هاشم نزد على و فاطمه عليها السّلام بودند و مشغول عزادارى براى جدّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله . بنا به گفتهء صاحب العقد الفريد در جلد چهارم كتابش ، و گروهى از راويانى كه مورد اتهام نيستند ، ابو بكر به عمر دستور داد كه اگر براى بيعت از خانه بيرون نيايند ، آنان را به آتش كشد . اين چيزى است كه تا آنجا كه ما مىدانيم احدى از پيامبران و اوصيا پيش از على عليه السّلام يا
هامش
( 1 ) همان ، ص 245 - 246 .
( 2 ) همان ، ص 197 .
( 3 ) مخاطب ابن طاووس در اينجا فرزندش مىباشد .