( 1 )
6 - يحيى بن محمّد علوى بصرى
ابن ابى الحديد معتزلى ( متوفاى 656 ق ) به نقل از استادش ابو جعفر يحيى بن محمّد علوى بصرى مىگويد :
« اگر بگوييد : از اين جهت وارد خانه فاطمه شد و سترش را آشكار كرد كه نظام اسلامى را حفظ نمايد ، و مخالفت منتشر نشود ، و گروهى از مسلمانان گردنشان را از ريسمان طاعت و همراهى با جماعت اسلامى ، بيرون نبرند . . .
در پاسخ شما گفته شود : همچنين ستر عايشه كشف شد ، و هودجش هتك ؛ زيرا او ريسمان طاعت گشود ، و شق عصاى مسلمين كرد و خونهاى آنان را بر زمين ريخت . . .
( 2 ) پس چگونه هتك حرمت عايشه از گناهان كبيره و موجب خلود در آتش ، بيزارى از مرتكب آن ، از مؤكدترين پايههاى ايمان است . ولى گشودن خانه فاطمه عليها السّلام و ورود به منزلش ، و جمع هيزم در مقابل در ، و تهديد زهرا عليها السّلام به آتش زدن خانه از مؤكدترين پايههاى ايمان ، و ثابتترين ستونهاى اسلام كه خداوند به موجب آن مسلمانان را عزّت بخشيده و آتش فتنه را خاموش كرده است ؛ در حالى كه هر دو حرمت ، يكى است و هر دو ستر ، واحد ؟ ! ميل داريم به شما بگوييم كه حرمت فاطمه عليها السّلام اعظم ، و منزلتش ارفع ، صيانتش به خاطر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سزاوارتر است . فاطمه عليها السّلام پارهء تن ، و جزئى از گوشت و خون او است . نه همچون زن بيگانه كه هيچ نسبتى بين او و شوهرش نيست . . .