و هل لبنت نبىّ أضرمت شعل * كما أطيف به بيتى ليحرقنى « 1 »
پروردگارا ! كيست كه همچون من ارث پدرش از او گرفته شود و اين گونه مورد حقد و كينه قرار گيرد ؟ و چه كسى غصهء پسرش را خورده آنگاه كه فرزند مرجانه ملعون غصه بخورد من داد . و چه كسى را ديدهاى كه پيش از من تكذيب شده باشد و حال آن كه مىدانستند ، خداوند مرا از آلودگيها پاكيزه گردانيده است ؟ آيا هيچ دخترى پيامبرى هست كه شعلهاى آتش در خانه او افتاده باشد ، آن چنان كه دور تا دور خانهام را هيزم چيدند و آتش آوردند تا آن را آتش زنند ؟
( 1 )
7 - علاء الدين حلّى ( مقتول 876 ق )
عالم فاضل و اديب كامل علاء الدين ، شيخ على بن حسين حلّى شفهينى معاصر شهيد اول كه شهيد برخى از قصايد او را شرح كرده ، مىگويد :
و أجمعوا الامر فيما بينهم و غوت * لهم أمانيهم ، و الجهل ، و الامل
أن يحرقوا منزل الزهراء فاطمة * فيا له حادث مستصعب جلل
بيت به خمسة جبريل سادسهم * من غير ما سبب بالنار يشتعل « 2 »
و أخرج المرتضى من عقر منزله * . . . . الخ
دروغ و جهل و آرزوهاى باطل آنان را گمراه كرد و در ميان خود تصميم گرفتند كه خانه فاطمهء زهرا عليها السّلام را آتش زنند . واى چه حادثه سخت و شگفتانگيزى ! خانهاى با پنج نفر ساكن كه ششم آنان جبرئيل است ، بدون سبب در آتش شعله مىكشد ، و مرتضى از درون خانهاش بيرون آورده مىشود . . .
هامش
( 1 ) المنتخب طريحى ، ص 161 .
( 2 ) الغدير ، ج 6 ، ص 391 .