تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
و لم تزل مهضومة مظلومة * بردّ دعواها و رضّ الاضلع أم للذى أودت به جعدتهم * يومئذ بكأس سمّ منقع « 1 »
اى كاش مىدانستم كه براى كداميك نوحه‌سرايى كنم و در غم چه كسى اشك ديدگانم را روان سازم : آيا براى وصى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه در محرابش ، پيش از آن كه به ركوع رود ، شمشير بر فرق سرش فرود آمد يا براى بتول - فاطمه - كه به فرمان آنان از ارثش - كه حق مسلم او بود - محروم شد ؛ و سخن كسى كه به او گفت : اى زن ! ادعاى باطلى كرده‌اى ، برگرد . پدرت با صداى بلند و در ميان گروه ، گروه اعلام كرد كه ما گروه پيامبران براى فرزندان من ارث نمىگذاريم . آنچه از ما مىماند ، غنيمت است ( براى تمام مسلمين ) است . پس آنچه پدرت گفته بشنو و بدان راضى باش . فاطمه گفت : پس نحلهء پدرم ، بهترين بندگان خدا ، شفيعى كه شفاعت او پذيرفته است ، را به من بدهيد . گفتند : آيا بيّنه‌اى دارى كه بشنويم و مورد پذيرش ما باشد ؟ گفت : دو فرزندم و شوهرم حيدر - على - در اين باره بهترين گواهان هستند . گواهى آنان را نپذيرفتند . نص كتاب هم آنان را قانع نكرد . فاطمه همواره از ردّ خواسته‌اش و پهلوى شكسته‌اش رنجور و شكسته ، مظلوم و ستمديده بود . يا براى او - حسن عليه السّلام - كه جعده كاسه‌اى سم به او خورانيد . ( 1 )

6 - شيخ على بن عبد العزيز خليعى حلّى ( و 750 ق )

يا ربّ نوزعت ميراث والدها * مثلى و من طولبت با حقد و الإحن و من ترى جرّعت فى ولده اغصص * كابن مرجانة الملعون جرّعنى و من ترى كذبت قبلى و قد علموا * أنّ الاله من الارجاس طهّرنى
هامش
( 1 ) ادب الطف ، ج 4 ، ص 32 ، به نقل از اثبات الهداة .