سپس بر پايهء همين ايمان ظاهرى صحيح مىداند كه « پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله داماد آنان باشد ، و آنان داماد پيغمبر » . « 1 »
ما بر اين سخن چند ايراد داريم :
1 - شيعه - به عنوان يك طايفه - اين عقيده را در كتابهاى اعتقادى خود ثبت نكردهاند و در پىريزى مبانى عقيدتى و تبلور مفردات آن ، توقف ننمودهاند .
2 - دامادى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مستند به ايمان دخترانشان بود و ارتباطى به ايمان بلكه اسلام پدر دختر نداشت . زيرا در ازدواج مسلمانان و حتى پيغمبر با دختر مرد غير مسلمان اشكالى وجود ندارد . پس چگونه است دختر كسى كه اظهار اسلام و ايمان كرده است ! ؟
3 - ثابت نشده كه عثمان داماد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله باشد . ما ثابت كردهايم كه عثمان با دو دخترى ازدواج كرد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آنان را بزرگ كرده بود نه با دختر خودش . « 2 »
( 1 )
6 - خيانت ابو بكر چگونه ثابت مىشود .
در اين كتاب بر خيانت ابو بكر به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ابتدا به اين آيه استدلال شده :
لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ
. سپس به لعن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كسانى را كه از پيوستن به سپاه اسامه تخلّف كردند و ابو بكر يكى از تخلف كنندگان بود . « 3 »
اين استدلال موفق نيست . زيرا آيهء مباركه ربطى به خيانت آنان به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ندارد . بلى بر عدم ايمان كسانى دلالت دارد كه به حكم آن حضرت راضى نمىشوند . آنان اظهار قبولى مىكنند اما هنگامى كه به خلوت مىروند به حكم او
هامش
( 1 ) همان ، ص 98 - 99 .
( 2 ) ر . ك : بنات النبى ام ربائبه .
( 3 ) مؤتمر علماء بغداد ، ص 99 .