( 1 ) مىگوييم :
ما او را در آنچه دربارهء نزول آيهء قرآن دربارهء طلحه ، و اذيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت ، تأييد مىكنيم . اما ادعاى برخى را كه مىگويند : طلحه پس از آن جريان توبه كرد و عمل صالح انجام داد ، سپس حديث عشرهء مبشره به بهشت مطرح شد ، ردّ مىكنيم ، زيرا اثبات توبه طلحه خيلى مشكل است .
همچنان كه بشارت وى به بهشت با خروج بر امام زمانش على عليه السّلام پس از آن منافات دارد . چه مىدانيم كه كسى كه بر امام زمان خود خروج كند ، در آتش است .
و همچنين حديث مذكور با نقض بيعت وى با امير المؤمنين عليه السّلام تصادم دارد . بلى ، ما اگر چه آن را تأييد مىكنيم لكن مىگوييم : استدلال به حديث قاتل و مقتول در آتشاند ، در هر موردى صحيح نيست . بنابراين در مورد خروج طلحه بر امام زمانش كه امامتش از سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله منصوص است ، صحيح نيست . اما خروج طلحه بر عثمان ، ادعا مىشود كه قابل توجيه است . زيرا خلافت عثمان مستند به صحت خلافت عمر ، و صحت خلافت وى مستند به خلافت ابو بكر است كه نامشروع مىباشد . زيرا خلافت او به معنى ابطال تدبير الهى قاطعى است كه امامت و خلافت على عليه السّلام را مقرر فرموده است . پس خروج وى بر عثمان يك حكم دارد و خروج وى بر على كه امامت و خلافت او منصوص است ، حكمى ديگر .
( 2 )
10 - متعه براى رسيدن به مال
گفتهء او را در اين باب خيلى غريب مىدانيم كه مىگويد : « مگر نه اين است كه زنان با متعه به مقدارى مال براى مصرف خود و فرزندان يتيمشان دست مىيابند » . « 1 »
هامش
( 1 ) همان ، ص 124 .