تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
دوستدار علم و عالمان بود ، ص 17 . در حالى كه اين دوستدار علم و عالمان ، از اين دوستى هيچ سودى نبرد . چه همان گونه كه همين كتاب مورد بحث اظهار مىكند ، ملكشاه از جاهل‌ترين مردمان به ساده‌ترين امور و بديهيات اسلامى و تاريخى بود . گويى در يك جزيرهء زندگى كرده و به تازگى وارد جهان اسلامى شده و حتى از وجود طايفه‌اى به نام شيعه كه نيمى از مسلمانان زير سلطهء اويند ، خبر ندارد ( صص 25 - 26 ) ، و بلكه معناى واژهء شيعه را نمىدانست تا چه رسد به ساير قضاياى تاريخى . نمىدانيم چرا پدرش سلطان آلب ارسلان در پرورش فرزندش و آماده ساختن وى براى منصبى كه بر عهده خواهد گرفت ، كوتاهى و اهمال كرده است ؟ و چرا فاضل‌ترين ، و داناترين ، و مشهورترين ، و ماهرترين عالمان و متخصصان را براى وى جمع نكرد ؟ در حالى كه پادشاهان و خلفا به تعليم فرزندانشان خصوصا آنهايى را كه براى جانشينى خود در منصب ادارهء امور كشور نامزد مىكردند ، خيلى اهميت مىدادند . ( 1 )

حماقت و سبك عقلى

مىگويد : به رغم اينكه وزير ملكشاه به او خبر داده بود كه « شيعيان تقريبا نيمى از مسلمانان هستند » « 1 » مىخواست تصميم بگيرد كه اگر شيعيان سنى نشوند ، همهء آنان را بكشد اما وزيرش به او گفت : قتل نيمى از مسلمانان ممكن نيست . « 2 » حماقت و سبك عقلى بالاتر از اين وجود ندارد . پس چگونه داستانهايى دربارهء او نقل مىكنند كه حاكى از راستى و عدل و بصيرت و عقل او است ؟ !
هامش
( 1 ) مؤتمر علماء بغداد ، ص 25 . ( 2 ) همان ، ص 27 .