زودى متلاشى شد و از بين رفت مگر دعوت حق كه به رغم گذشت صدها سال از جنگهاى سخت و شكننده ، و به رغم مقابله و مبارزه طلبى با حاكمان ستمگر در اساس حاكميت ، و مشروعيت آنان - چه اعتقاد به امام يعنى ردّ مشروعيت ، و اتهام حاكمان به ظلم و غصب ، و محاربه با تعاليم خدا و رسول - همچنان با حفظ اصالت خود تداوم يافته است . مهمترين دليل بر آنچه گفتيم ، و نيز توطئه حاكمان ستمگر در توجيه ، تزوير و ارتكاب جنايات وحشتناك ، و از سوى ديگر لطف و عنايت الهى در حفظ حق و حقيقت ، مسائل مربوط به مقام على عليه السّلام و مظلوميت زهرا عليها السّلام است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را به عنوان معيار حق و باطل معرفى فرمود . همين موجب شد كه نقش فاطمه عليها السّلام پس از رحلت پدرش ، مؤثّر ، فعال ، قاطع و قوى باشد و به وسيلهء آن صحيح از سقيم ، و تحريف شده و باطل ، از سليم و قويم بازشناخته شود .
( 1 )
آيا گريهء زهرا عليها السّلام جزع بود ؟
وى مىگويد : قابل تصور نيست كه مردم مدينه از گريهء زهرا عليها السّلام - زنى كه قضا و قدر الهى را با آغوش باز مىپذيرد - آنگونه كه مدّاحان در سوگوارى او مىخوانند ، آسايش خود را از دست بدهند « 1 » ، اگر چه متوفى ، فردى در سطح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باشد .
پاسخ : ما تصور نمىكنيم كه گريهء زهرا عليها السّلام در فراق پدرش ، آسايش مردم را به هم زد و موجب اعتراض آنان شد ، بلكه آنچه آنان را ناراحت كرد و به واكنش
هامش
( 1 ) دربارهء اذيت مردم مدينه از گريهء زهرا عليها السّلام ر . ك : خصال ، ج 1 ، ص 272 ؛ املى صدوق ، ص 121 ؛ عوالم العلوم ، ج 11 ، ص 449 ؛ در پاورقى از : بحار الانوار ، ج 43 ؛ صص 155 ، 177 ؛ ج 46 ، ص 109 ؛ ج 11 ، ص 311 ، 204 ؛ ج 12 ، ص 264 ؛ ج 82 ، ص 86 ؛ ارشاد القلوب ، ص 95 ؛ تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 188 ؛ روضة الواعظين ، ص 520 ، مكارم الاخلاق ، ص 335 ، مناقب آل ابى طالب ( چ علميه ) ، ج 3 ، ص 322 ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 124 .