به جنايتى كه در حق او و مادرش مرتكب شدهاند ، اعتراف نمايد ؛ خود را با اين ادعا از آن خلاص كرده كه : « در كوچكى مرد » . بنابراين به انكار سقط تصريح نكرده اما با همين ادعا به اين انكار اشاره كرده است .
گروه چهارم از اين طفل ، و اينكه سقط شد ؛ ياد كرده اما از بيان حقيقت ماجرا سكوت كرده است .
گروه ديگرى به اين واقعيت تلخ تصريح كرده و آن را توضيح دادهاند . در بخش متون و آثار بخشى از اقوال اين گروه را آوردهايم .
( 1 ) به مصلحت كسانى كه به زهرا عليها السّلام ظلم كردند ، و او را آزار دادند و زدند و فرزندش را سقط كردند ؛ نبود كه اين قضيه پخش شود . زيرا اين كار چهرهء آنان را مخدوش خواهد كرد و حتى در درازمدت موقعيتشان را به خطر خواهد انداخت .
لذا به تحريف حقيقت و تزوير تاريخ ، و تحميل سلطهء خشن و كوبنده بر تبليغات ، و بستن دهانها با هر وسيلهء ممكن رو آوردند . در نتيجه چيزى به ما نرسيد مگر به قدرى كه از چنگالهاى شوم آنان پنهان ماند و فداييان حقيقى مذهب كه با گرانبهاترين و بافضيلتترين كالاى خود ، يعنى جان ، با خداوند سبحان معامله كردند ، با فداكارى و جانفشانى به ما رساندند . دقيقا چنان كه به رغم همه جنايتها ، دردها ، مصيبتها و خونهايى كه در اين راه بر زمين ريخت ، بخشى انبوه و بلكه دريايى سرشار از فضائل و مناقب ، و مواضع و جهاد على عليه السّلام و حتى حديث غدير و حديث ثقلين و حديث سفينه و حديث منزلت از چنگال كركسهاى وحشى و كينهتوزان پنهان ماند تا با پيكرى مجروح ، رنجور و آغشته به خون ما برسد و با صداقت و ژرفنگرى ، حقيقت لطف و عنايت الهى به امت اسلامى ، نسلها و دين ، حق را براى ما مجسم سازد .
( 2 ) هر دعوتى كه حاكمان جور به جنگ آن رفتند و در مقابل آن ايستادند ، به
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٣٠٠