تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
در اين روايات هيچ گونه تعارضى وجود ندارد . زيرا : ( 1 ) 1 - احاديث تهديد به آتش زدن ، وقوع آن را نفى نمىكند . بلكه در يكى از پاسخهاى قبلى بيان كرديم كه هر كس به مقتضاى غرض سياسى يا مذهبى خود و يا به اندازه‌اى كه شرايط حاكم اجازه نقل يا اطلاع يافتن از آن را مىدهد ، روايت نقل مىكند . خصوصا در آن برههء شكننده كه راوى را به خاطر نقل يك روايت در فضيلت على عليه السّلام هزار تازيانه زدند . « 1 » حتى نامگذارى فرزندان به نام على كافى بود كه آن كودك را كه على نام گذاشته‌اند ، بكشند . « 2 » در كتاب خود ، صراع الحرية فى عصر المفيد ، موارد مهمى نقل كرده‌ايم كه در اين زمينه هم مىتواند مفيد باشد . بدانجا مراجعه كنيد . ( 2 ) خلاصه اينكه نقل روايت به سبب اغراض و شرايط حاكم و غيره تفاوت و اختلاف دارد . همچنان كه موضوع منقول بر حسب شرايط ، اشخاص و وابستگيها و . . . به لحاظ قلت و كثرت ، و حرارت و برودت متفاوت مىشود . يكى تهديد به آتش زدن ، ديگرى جمع‌آورى هيزم ؛ سومى آوردن پاره‌اى آتش ؛ ديگرى آتش گرفتن در يا خانه ؛ ديگرى شكستن در ؛ ديگرى ورود به خانه ، و گشودن و هتك حرمت آن ؛ ديگرى فشردن زهرا عليها السّلام بين در و ديوار ، ديگرى زدن به جنين ، يا به شكم يا به بازوى فاطمه به گونه‌اى كه همچون بازوبند به دور بازويش حلقه زد ؛ يا زدن به انگشتان زهرا عليها السّلام تا در را رها كند و آنان بتوانند وارد خانه شوند ؛ ديگرى نيز شكستن پهلويش را . ( 3 ) از سوى ديگر مىبينيم : يكى نقل مىكند كه عمر ، زهرا عليها السّلام را زد ، و آن ديگرى
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد ، ج 13 ، صص 387 - 388 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 11 ، ص 135 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 10 ، ص 430 . ( 2 ) ر . ك : الوافى بالوفيات ، ج 12 ، ص 104 .