تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
بود . « 1 » ( 1 ) از متونى كه تصريح دارد كه فاطمه عليها السّلام تلاش كرد تا آنان را از باز كردن در بازدارد ، به موارد زير اشاره مىكنيم : ( 2 ) 1 - روايت بلاذرى و ديگران كه مىگويد : عمر آتش آورد . فاطمه عليها السّلام در كنار در به او برخورد . به او گفت : پسر خطاب ! آيا مىخواهى در خانه‌ام را به رويم آتش بزنى ؟ ! گفت : بلى ، و اين بهترين كار براى تقويت دين پدرت مىباشد . « 2 » ( 3 ) 2 - روايت مفضّل مىگويد : . . . و بيرون آمدن فاطمه عليها السّلام و مخاطب قرار دادن آنها از پشت در . . . و داخل كردن قنفذ - لعنه اللّه - دستش را براى باز كردن در . . . اين روايت مىگويد : عمر با پايش به در زد و در به شكم فاطمه عليها السّلام اصابت كرد . . . « 3 » ( 4 ) 3 - در كتاب سليم بن قيس : « به در خانهء على رسيد . فاطمه پشت در نشسته بود . . عمر آمد و در را زد و ندا داد : پسر ابى طالب ! در را باز كن . فاطمه عليها السّلام گفت : عمر ! با ما چه كار دارى ؟ چرا ما را به حال خودمان رها نمىكنى ؟ گفت : در را باز كن و الّا آن را به رويتان آتش مىزنيم . . . سپس در را آتش زد . عمر در را به داخل راند . فاطمه عليها السّلام به طرفش آمد و فرياد كشيد : پدر ! . . . » « 4 » ( 5 ) 4 - عمر : « لگدى به در زدم . فاطمه شكمش را به در چسبانده بود و مانع آن مىشد . . . در را به داخل راندم و وارد شدم . فاطمه به گونه‌اى به طرفم آمد كه جلوى
هامش
( 1 ) كتاب سليم ، ص 134 . ( 2 ) ر . ك : بحار الانوار ، ج 28 ، ص 389 و 411 ؛ پاورقى 268 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 586 ؛ الشافى فى الامامه ، ج 3 ، ص 241 ؛ العقد الفريد ، ج 4 ، صص 259 - 260 ؛ كنز العمال ، ج 3 ، ص 149 ؛ الرياض النضره ، ج 1 ، ص 167 ؛ الطرائف ، ص 239 ؛ تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 178 ؛ ص 271 ؛ نفحات اللاهوت ، ص 76 ؛ تاريخ ابو الفداء ، ج 1 ، ص 156 . ( 3 ) بحار الانوار ، ج 53 ، صص 14 ، 17 ، 19 . ( 4 ) همان ، ج 43 ؛ صص 197 - 198 ؛ ج 28 ، ص 299 ؛ كتاب سليم ، ص 250 ( چ اعلمى ) .