روبند به گونههاى زهرا عليها السّلام زد . « على بيرون آمد . وقتى احساس كردم كه مىآيد ، به بيرون از خانه فرار نمودم . و به خالد و قنفذ ، و همراهانشان گفتم : از خطرى عظيم نجات پيدا كردم » .
در روايت ديگرى آمده : « جنايت بزرگى مرتكب شدم كه بر خود ايمن نيستم اين على است كه از خانه بيرون زده ، و من و شما با هم تاب مقاومت در برابر او را نداريم . على بيرون آمد . فاطمه دستانش را به سر برد تا آن را نمايان سازد و از آنچه بر او وارد شده به درگاه خداوند استغاثه كند . . . » « 1 »
متون ديگرى از مصادر و منابع ديگر در بخش دوم خواهد آمد .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 30 ، صص 393 - 395 .