است .
به آنان گفته شود : اين دليل برائت از ظلم و سلامت از جور نيست . گاهى اوقات مكر ظالم و نيرنگ مكار - اگر فردى زيرك باشد و به خصومت معتاد - به جايى مىرسد كه سخن مظلومانه بگويد و خوارى عدالتخواه ، خميدگى دوستانه و محبت حق به جانب ، ظاهر سازد . . . » « 1 »
( 1 ) بدين ترتيب روشن مىشود كه زهرا عليها السّلام نه ابو بكر را امام مىدانست و نه برايش ولايت قائل بود . چه در حالى از دنيا رفت كه از او و دوستش خشمگين بود و با آنان سخن نمىگفت ، و هر دو را از حضور در تشييع جنازهاش و بلكه از شناخت قبرش ، منع كرد .
قابل قبول نيست كه زهراى معصومه مطهره به حكم آية تطهير كه خداوند و رسول به خشم او ، خشمگين مىشوند ، بر پايهء حديث شريف به مرگ جاهلى مرده باشد . در اين حديث آمده : « هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد ، يا در گردنش بيعتى نباشد ، به مرگ جاهلى مرده است » . « 2 »
هامش
( 1 ) تلخيص الشافى ، ج 3 ، صص 152 - 153 ؛ به نقل از العباسيه جاحظ ، در پاورقى ص 151 مىگويد :
كتاب العباسيه در ضمن رسائلى كه استاد حسن سندوبى جمع ، تحقيق و شرح كرده ، و در « رسائل جاحظ » ناميده ، تحت شماره 12 آمده است . رسائل جاحظ در سال 1352 ه در مطبعه رحمانيه چاپ شده است . اين بخشها در كتاب : فاطمة الزهراء عليها السّلام من المهد الى اللحد ، ص 420 به نقل از رسائل جاحظ ، صص 300 - 303 آمده است .
( 2 ) ر . ك : الغدير ، ج 1 ، ص 390 ، به نقل از : شرح المقاصد ، ج 2 ، ص 275 ؛ كنز الفوائد كراجكى ، ص 151 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 304 ؛ جمع الزوائد ، ج 5 ، صص 218 - 219 ؛ 224 - 225 ؛ مسند احمد ، ج 4 ، ص 96 ؛ ج 3 ، ص 446 ؛ بحار الانوار ، ج 23 ، ص 80 ، 88 - 89 ، 92 ؛ در پاورقى از :
الاختصاص ، ص 269 ؛ اكمال الدين ، صص 230 - 231 ؛ منتخب الاثر ، ص 15 ؛ به نقل از : الجمع بين الصحيحين ، مستدرك حاكم ؛ كشف الغطاء ، ص 8 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 13 ، ص 242 ؛ از اسكافى در نقض العثمانيه ، و منار الهدى ، صص 82 - 83 ؛ المحلى ، ج 1 ، ص 46 ؛ صحيح بخارى ، كتاب الفتن ، باب : سترون بعدى امور تنكرونها ؛ صحيح مسلم ، كتاب الاماره ، باب : الامر بلزوم الجماعة ، ج 4 ، ص 517 ؛ چ دار الشعب .