تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
باشد ، عدم اعتراض فاطمه عليها السّلام نيز دليل بر درستى خواستهء او است . كمترين وظيفهء آنان در اين مسأله اين بود كه آنچه فاطمه نمىداند به او بگويند و آنچه فراموش كرده ، يادآورى نمايند و او را از اشتباه بازدارند و منزلتش را به جاى تحقير ، بالا برند ، اگر چه بگويد كه با شما سخن نخواهم گفت ، يا بر عادلى ستم روا دارد و يا ارتباطى را قطع كند . حال كه مىبينيد به هيچ يك از دو خصم اعتراض نكردند ، پس امور با همديگر مساوى شدند و اسباب برابر شد و رجوع به اصل حكم خداوند دربارهء ارث ، براى ما و شما سزاوارتر است و بر ما و شما واجب‌تر . سپس گفت : اگر بگويند : چگونه گمان مىرود كه ابو بكر به زهرا عليها السّلام ظلم و تعدى كرد ، در حالى كه هر چه فاطمه عليها السّلام شديدتر با او سخن گفت ، او با نرمش و رقّت بيشترى سخن گفت ، آنجا كه فاطمه عليها السّلام گفت : به خداى سوگند ، هرگز با تو سخن نخواهم گفت ؛ ابو بكر گفت : به خداى سوگند ، هرگز از تو روى نخواهم گرداند . و آنگاه كه فاطمه عليها السّلام گفت : به خداى سوگند عليه تو نفرين خواهم كرد ، او گفت : به خداى سوگند ، به درگاه خداوند براى تو دعا خواهم كرد . « 1 » ( 1 ) ابو بكر اين سخن خشن و كلام شديد را در دار الخلافه و در حضور قريش و صحابه از فاطمه عليها السّلام تحمل مىكند ، در حالى كه خلافت به ابهت و پيراستگى و رفعت و هيبت محتاج است . اين مانع ابو بكر نشد كه بگويد : احدى در حال فقر از تو براى من عزيزتر نيست و احدى به هنگام بىنيازى از تو براى من دوست‌داشتنىتر ، اما از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه فرمود : ما پيامبران ارث نمىگذاريم ، آنچه از ما بماند ، صدقه
هامش
( 1 ) ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 214 ؛ تلخيص الشافى ، ج 3 ، ص 152 .