كردهاند زحمت مقايسه بين دو روايت را به خود نداده كه هيچ ، حتى به روايت ديگر اصلا اشاره نكرده است . در حالى كه طرفداران مهاجمان كه در صدد توجيه جنايات آنان هستند ، در اين روايت دست بردهاند ، به گونهاى كه آثار اين تصرف خائنانه كاملا آشكار است . بلى ، آن روايت تحريف شده را پذيرفته و اين روايت صحيح و صريح را ترك كرده است .
( 1 ) 2 - عفو و گذشت از كسى است كه از گناهان خود توبه نصوح كرده باشد و توبه يعنى بازگرداندن حق به صاحبش و تصحيح اشتباه و ترميم خرابى . آيا توبه غاصبى كه به همه چيز دست انداخته و مىگويد : مرا عفو كنيد و از من خشنود باشيد و بدانيد كه هيچ چيز به هيچ يك از شما پس نخواهم داد ، پذيرفته مىشود ؟ ! چنين اعتذارى دل انسان را بيشتر به درد مىآورد . زيرا عذر بدتر از گناه است . پس چگونه و چرا و بر چه اساس فاطمه عليها السّلام آنان را عفو نمايد ، در حالى كه به اندازهء يك بند انگشت از جناياتى كه در حقّ او مرتكب شدند ، برنگشتهاند ؟ آنان نه فدك را به زهرا عليها السّلام پس دادند و نه آنچه از ارث پدرش غصب كردند و نه چيز ديگرى . مگر اينكه در حق زهرا عليها السّلام گمان رود كه در اين ادعاى خود اشتباه كرده است ! ( 2 ) همچنان كه به جنايت خود در حقّ خداوند و امت ، يعنى غصب خلافت از صاحب حقيقى آن ، اعتراف نكردند و هيچ كس براى قصاص جنايتكارانى كه زهرا عليها السّلام را چنان زدند كه جنينش را سقط كرد ، اعلام آمادگى نكرد . بلكه كسانى كه اين جنايت را انجام دادند ، اركان حكومت و اعوان و انصار حاكم بودند . همان حاكمى كه آمده معذرت بخواهد اما شمشيرهايش همچنان براى زدن گردن معترضان و شاكيان تيز است .
بنابراين توبهاى در كار نبود بلكه تلاشى بود براى تغيير چهره ، تقويت امور و كسب قدرت بيشتر براى حفظ خلافت غاصبانه خود .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٢١٧