گفت : خانه ، خانهء تو است . يعنى : تو آزادى كه بر حسب آنچه شرايط حاكم بر تو تحميل مىكند ، هر كه را مىخواهى وارد خانه كنى اما خودش موضع و ديدگاه خود را حفظ كرد و هيچ كس ، و هيچ چيز نتوانست موضع ديگرى بر او تحميل كند .
( 1 ) هنگامى كه بر او وارد شدند ، با آنان سخن نگفت بلكه با على سخن گفت و از آنان اقرار گرفت . آنان اقرار كردند كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدند كه فرمود : « رضايت فاطمه ، رضايت من است و خشم فاطمه ، خشم من . پس هر كه فاطمه ، دخترم را دوست بدارد ، مرا دوست داشته و هر كه فاطمه را خشنود سازد ، مرا خشنود كرده و هر كه فاطمه را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است » .
پس فاطمه عليها السّلام به آنان گفت : « من خداوند ، و فرشتگان او را شاهد مىگيرم كه شما دو نفر ، مرا به خشم آورديد و مرا خشنود نساختيد و اگر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را ملاقات كنم ، از شما به او شكايت خواهم كرد » . « 1 »
و هنگامى كه ابو بكر بواسطه اين سخن گريست ، عمر او را توبيخ كرد و گفت :
براى خشم زنى اين گونه جزع مىكنى . . . « 2 »
( 2 ) بر حسب متن سليم بن قيس :
على عليه السّلام نمازهاى پنجگانه را در مسجد مىخواند . هرگاه نماز مىگذارد ، ابو بكر و عمر به او مىگفتند : دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چگونه است ؟ تا اينكه بيمارى زهرا عليها السّلام سخت شد ، آن دو جوياى حال او شدند و گفتند : بين ما و او وقايعى گذشته كه مىدانى ، اگر مصلحت مىبينى از او برايمان اجازه بگير تا از او معذرت خواهى كنيم .
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة ، ج 1 ، صص 14 - 15 ؛ ر . ك : بحار الانوار ، ج 36 ، ص 308 ؛ ج 71 ، ص 254 ؛ ج 43 ، صص 170 - 171 ؛ دلائل الامامه ، ص 45 ، عوالم العلوم ، ج 1 ، صص 411 ، 465 ، 491 - 499 ؛ كفاية الاثر ، صص 64 - 65 ؛ البرهان ، ج 3 ، ص 65 ؛ علل الشرايع ، ج 1 ، صص 186 - 189 ؛ مرآة العقول ، ج 5 ، صص 322 - 323 ؛ ضياء العالمين ، ج 2 ، ق 3 ، صص 85 - 87 ؛ الجامع الصغير ، ص 122 ؛ الرسائل الاعتقاديه ، ص 448 .
( 2 ) ر . ك : عوالم العلوم ، ج 11 ، ص 500 ؛ علل الشرايع ، ج 1 ، ص 187 ؛ ضياء العالمين ، ج 2 ، ق 3 ، ص 87 .