خانه را با ساكنانش به آتش خواهم كشيد . اين كلمه بدين معنى نيست كه ما به فاطمه كارى نداريم بلكه آمدهايم كه على را دستگير كنيم . نه هيچ يك از قواعد زبان عربى اين معنى را تقويت مىكند و نه وجه مقبولى در علوم بلاغت و ساير علوم برايش وجود دارد .
اما كلمهء « به من فيه : با ساكنانش » : واژهء من كه در مورد عقلا به كار مىرود ، تأكيد دارد كه وى خانه و انسانهاى ساكن در آن و از جمله فاطمه ، حسن و حسين ، و على عليه السّلام را به آتش خواهد كشيد .
اگر بينديشيم كه اين تفسير درست است ، و آنان به فاطمه كارى نداشتند ، آيا به ديگر ساكنان خانه ، از بنى هاشم و زبير و عباس كه به گفتهء وى ، آنان نيز در خانه بودند ، كار داشتند يا نه ؟ ! آيا در زبان عربى واژهء « به من فيه » ، فقط براى على عليه السّلام وضع شده و حسن و حسين عليهما السّلام و فضه و زبير و بنى هاشم و فاطمه و عباس و . . . از شمول آن بيروناند ؟ ! اگر به فاطمه عليها السّلام كارى ندارد ، پس چرا از او نمىخواهد كه خانهاى را كه هيزم آورده تا آن را با ساكنانش آتش بزند ، ترك كند ؟ بلكه به جاى اين ، در پاسخ : فاطمه در خانه است ، گفت : اگر چه فاطمه در خانه باشد ؟ !
( 1 )
درخواست گذشت ، دليل بر منزلت زهرا عليها السّلام
وى با طرح سؤالى مىگويد : آيا درخواست شيخين از زهرا عليها السّلام براى گذشت ، دلالت ندارد كه فاطمه عليها السّلام در جامعهء اسلامى و در ميان بزرگان و صحابه از منزلت خاص خود بهرهمند بود ؟ ! ( 2 ) پاسخ :
1 - همين درخواست گذشت دلالت دارد كه آنان ، فاطمه عليها السّلام را به گونهاى