ب . ناصبيان و حديث سدّ الابواب
با عنايت به آنچه تقديم شد ، ديگر نمىتوان به گفتههاى ابن جوزى ، ابن كثير و ابن تيميه گوش فرا داد كه مدّعى شدهاند : حديث سدّ الابواب صحيح نيست يا اين حديث ، ساختهء رافضيان است . « 1 »
تواتر اين حديث در كتابهاى اهل سنّت و صحيح خواندن شمار انبوهى از طرق آن از سوى حافظان حديث و روايت آن به وسيله حدود سى نفر از صحابه جاى هيچ گونه ترديدى در صحّت آن باقى نمىگذارد .
اگر جايز باشد كه رافضيان بتوانند چنين حديثى جعل و آن را در دهها كتاب و مسند معتبر مكتب خلافت وارد كنند ، ديگر نمىتوان به يك حديث يا كتاب يا احدى از حافظان اهل سنّت اطمينان كرد .
علاوه بر اين چنين سخنى به معنى اتهام همهء امّت اسلامى به سادگى و غفلت بىنهايت است . كافى است بيان كنيم كه عسقلانى پس از نقل شش روايت از حديث سدّ الابواب مىگويد :
اين احاديث همديگر را تقويت مىكند و طريق هر يك به تنهايى شايستگى احتجاج را دارد تا چه رسد همه با هم . « 2 »
سپس مىگويد : ابن جوزى اين حديث را فقط از طريق سعد بن ابى وقّاص ، زيد بن ارقم و عبد اللّه بن عمر آورده و به برخى از طرق وارده از آنها بسنده
هامش
ينابيع الموده ، 283 ؛ منتخب كنز العمّال ، 5 / 29 ؛ ذخائر العقبى ، 76 - 77 ؛ لسان ميزان ، 4 / 165 ؛ السنن الكبرى ، 7 / 65 ؛ شرح نهج البلاغه ، 9 / 95 ؛ الغدير ، 3 / 201 - 215 ؛ 10 / 68 ؛ احقاق الحق ( ملحقات ) ، 5 / 540 - 586 ؛ الحاوى للفتاوى ، 2 / 15 .
( 1 ) . اللآلى المصنوعه ، 1 / 347 ؛ تفسير ابن كثير ، 1 / 501 ؛ منهاج السنه ، 3 / 9 ؛ القول المسدد ، 19 ؛ فتح البارى ، 7 / 13 ؛ وفاء الوفاء ، 2 / 476 .
( 2 ) . فتح البارى ، 7 / 13 ؛ ارشاد السارى ، 6 / 85 ؛ القول المسدد ، 20 ؛ وفاء الوفاء ، 2 / 476 .