آمدند . خشكسالى مشكلات عديدهاى براى آنان به همراه داشت . معلوم مىشود كه احزاب همهء جوانب كار را به درستى مطالعه نكرده بودند . شايد بدين علّت بود كه مطمئن بودند در مدّت زمان كوتاهى غائله را به نفع خود پايان خواهند داد ، امّا رسول اكرم ( ص ) با طرح جنگى حفر خندق ، آنان را غافلگير كرد و پشت احزاب را به سختى شكست .
ب . باد و طوفان و لشكريان غيبى خداوند كه هر چند آيهء قرآن به صراحت آن را علّت شكست احزاب نمىداند ، امّا اين عدم تصريح بدان معنى است كه ارسال باد و طوفان ، و فرشتگان تمامكننده و تنها عامل شكست دشمن نبود ، بلكه از عوامل مؤثر در هزيمت احزاب به شمار مىرود .
ج . ترس و وحشتى كه در اثر قتل سوار و دلير احزاب در دلهاى آنان افتاد . چنان كه همهء اميد خود را براى عبور دوباره از خندق از دست دادند .
1 . ابن عبرى مىگويد :
دو سپاه بيست و چند روز در برابر يكديگر درنگ كردند و هيچ جنگى رخ نداد و آنگاه كه يكى از مشركان به ميدان شتافت و از سپاه مسلمانان مبارز طلبيد ، على بن ابى طالب ( ع ) به نبرد او رفت و او را بكشت و پس از او يكى ديگر از يارانش را نيز به قتل رسانيد . كشته شدن اين دو سبب هزيمت احزاب شد و هر چند به ساز و برگ بر مسلمانان برترى داشتند و شمار جنگجويان آنها نيز بيشتر بود . « 1 »
2 . ابن ابى الحديد معتزلى مىگويد :
كسى كه احزاب را شكست داد ، على بن ابى طالب بود ، زيرا او شجاع و سوار آنان را وقتى كه به خندق هجوم آوردند ، كشت . فرداى آن شب ، لشكريان احزاب بدون هر گونه جنگى جز قتل سوار خويش ، شكست خورده پا به فرار گذاشتند . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ مختصر الدول ، 95 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، 5 / 7 .