تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
نوشت . در اين نامه آمده است ؛ پروردگارا به نام تو ، به لات و عزّى سوگند مىخورم كه با جمع خود به سوى تو آمدم و تصميم داشتم كه به هيچ روى بر نگردم تا تو را درمانده سازم و ريشه كن نمايم ، ولى ديدم كه برخورد با ما را خوش نداشتى و خندق‌ها و تنگه‌هايى فراهم ساخته‌اى . اى كاش مىدانستم چه كسى اين كار را به تو آموخته است ؟ اكنون هم اگر برمىگرديم ؛ براى شما از طرف ما روزى ديگر چون احد خواهد بود كه زن‌ها در آن روز گريبان خواهند دريد . ابو سفيان نامه‌اش را همراه ابو سلمه جشمى فرستاد . چون نامه رسيد ، پيامبر ( ص ) ابى بن كعب را خواست و همراه او به خيمهء خود رفت . ابى نامهء ابو سفيان را براى پيغمبر ( ص ) خواند . رسول خدا ( ص ) دستور داد كه در پاسخ او نامه‌اى نوشت . رسول خدا ( ص ) در پاسخ نامه ابو سفيان به ابى بن كعب دستور داد كه چنين نوشت ؛ از محمّد رسول خدا ( ص ) به ابو سفيان پسر حرب ، امّا بعد ، غرور تو از ديرباز تو را نسبت به خدا مغرور ساخته است ، امّا اين كه نوشته‌اى كه با جمع خود به سوى ما آمده‌اى و قصد داشته‌اى كه برنگردى تا ما را درمانده سازى و ريشه كن نمايى ، اين چيزى است كه خداوند ميان تو و آن مانع خواهد بود و عاقبت پسنديده را براى ما قرار خواهد داد تا ديگر نتوانى از لات و عزّى نام ببرى و اين كه گفته‌اى چه كسى به من كندن خندق را آموخته است ، خداوند متعال براى خشمگين ساختن تو و يارانت ، اين را به من الهام فرمود و روزى خواهد رسيد كه فقط شب‌ها جرأت مدافعه از خود داشته باشى و روزى بر تو خواهد رسيد كه من در آن روز لات و عزّى و اساف و نائله و هبل را خواهم شكست تا امروز را