تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
أ . از اين روايت و نيز روايت مربوط به وعده يك سوم محصول مدينه به عيينة بن حصن به دست مىآيد كه سعد بن معاذ و عمر بن خطّاب معتقد بودند : پيامبر اكرم ( ص ) گاهى اوقات بر پايه وحى الهى و مطابق تدبير و خواست خداوند عمل مىكند و گاهى اوقات نيز بر پايهء رأى شخصى و مطابق خواسته خويش كه ممكن است ، درست باشد يا اشتباه . اين دقيقا همان چيزى است كه عمر بن خطّاب در اين قضيه بر زبان آورد . سپس در هر دو روايت آمده كه رسول خدا ( ص ) به اين مسأله اعتراف و صراحتا به آن ، اقرار نمود . در حالى كه آن حضرت برتر از آن است كه بدون اذن پروردگار و بر پايهء ميل و خواست خويش اقدامى انجام دهد . از ميان دو لب او جز صداقت و هدايت چيزى بيرون نمىآيد . ب . نعيم بن مسعود به گونه‌اى سخن پيغمبر ( ص ) را به عيينة بن حصن و همراهان غطفانى وى گفت كه قطعا در مىيافتند ، نعيم پيغام بنى قريظه به قريش و غطفان را به رسول خدا ( ص ) خبر داده است و اين مخاطرهء بزرگ و آشكارى براى نعيم به همراه داشت . چه عيينه و غطفان در مىيافتند كه نعيم به آنان خيانت و اسرارشان را فاش نموده است . بدين ترتيب هرگز در قبال اين مسأله سكوت نمىكردند . مگر اين كه احتمال دهيم ، راوى ، اصل حادثه را نقل نموده و چگونگى گفتار نعيم به قومش را تغيير داده و آن چنان كه بوده بيان نكرده باشد . علاوه بر اين چند نكته ديگر را نيز به اختصار بيان مىكنيم ؛ 1 . از برخى از متون پيش گفته به دست مىآيد كه نعيم بن مسعود به نفع مشركان جاسوسى مىكرد و رسول خدا ( ص ) از اين مسأله آگاه بود . از اين رو حضرت او را برگزيد تا سخن خويش را به او القا نمايد ، همان سخنى كه موجب فروپاشى احزاب و بىاعتمادى آنان به يكديگر شد . 2 . تسليم هفتاد گروگان از اشراف قريش و غطفان به رسول خدا ( ص ) تا آنان را بكشد ، به معنى بهره‌بردارى يهوديان از دشمنى بنى قريظه با احزاب و متحدان و هواداران آن‌ها در سراسر منطقه است . در حالى كه يهوديان چنين