شما بگويم ؛ آن را از من نشنيده بگيريد و از ديگران پوشيده بداريد .
گفتند :
چنين خواهيم كرد .
نعيم گفت :
بدانيد كه گروه يهود از كارى كه با محمّد كردهاند ، پشيمان شدهاند و به او پيغام دادهاند . من پيش آنان بودم كه كسى را فرستادند و گفتند : از آنچه كردهايم ، پشيمان هستيم . آيا از ما راضى خواهى شد كه مردانى از اين دو قبيله ( به گزارش مقدسى : صد نفر ) از قريش و غطفان ، از اشراف و بزرگان آنها بگيريم و به تو تسليم كنيم تا گردنشان را بزنى . سپس در كنار تو باشيم . مشروط بر آن كه بنى نضير را كه پروبال بودند و آنها را شكستى ، به سرزمينشان برگردانى . پس هرگاه يهوديان به نزد شما بفرستند و از شما تقاضاى گروگان كنند ، حتى يك نفر هم به آنان ندهيد .
نعيم از آنان پيمان گرفت كه در اين باره چيزى نگويند . سپس به نزد غطفان رفت و گفت : اى گروه غطفان ، شما اصل خانواده من هستيد و از همه مردم برايم دوستداشتنىتر . گمان نمىكنم كه مرا متهم بدانيد . گفتند : راست مىگويى . گفت : آنچه مىگويم پوشيده داريد . گفتند : چنين خواهيم كرد . سپس نعيم آنچه به قريش گفته بود ، به اينان هم گفت و از آنچه آنان را برحذر داشته بود ، اينها را نيز از آن برحذر داشت .
يهوديان غزال بن سموئل را پيش ابو سفيان فرستادند و پيغام دادند كه توقف شما طولانى شد و كارى نكرديد و اين گونه كه رفتار مىكنيد ، كار درستى نيست . بهتر است روزى را تعيين كنيم تا همگان به محمّد حمله بريم ، شما از يك طرف و غطفان از طرف ديگر و ما هم از اين طرف و نبايد كسى عقبنشينى كند ، ولى ما همراه شما نخواهيم بود تا اين كه گروگانهايى از بزرگان خود را بفرستيد كه اينجا پيش ما باشند ، زيرا مىترسيم كه اگر جنگ در بگيرد و شما آن را به زيان خود ببينيد ، بگريزيد و برويد و ما را در اينجا ، تنها بگذاريد و محمّد هم در دشمنى با ما پافشارى خواهد كرد .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 667
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٦٦٧